دو انتظار مردم از حوزه و دانشگاه: عملی کردن نظریه پردازی ها و تربیت نیروی انسانی مستعد،هوشمند،عالم و انقلابی

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه شهرستان زابل: نشست وحدت حوزه و دانشگاه با حضور حجت الاسلام والمسلمین عزیزی امام جمعه شهرستان زابل ، ائمه جمعه شهرستان هامون و شهر علی اکبر ،هیئت رئیسه دانشگاه های زابل و مدیران و اساتید حوزه های علمیه خواهر و برادر زابل در محل حسینیه شهیدین مصلی المهدی(عج) برگزار شد.

در این نشست حجت الاسلام والمسلمین عزیزی امام جمعه شهرستان زابل بیان نمودند:

انبیاء معلم بشر هستند و متن کتاب درسی آنها کتب آسمانی است، دو جنبه عمومی در تعالیم انبیاء وجود دارد که این دوجنبه عمومی در عرصه های مختلف همواره در کنار هم هستند، بعد از آنی که خداوند متعال مبعوث می کند پیامبر را در میان مردمانی که امی هستند، می فرماید:” یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ” این تلاوت آیات آن جنبش نرم افزاری ، تولید علم و بخش نظریه پردازی رسالت انبیاء است، انبیاء نظریه پرداز های اول عالم امکان هستند، حتی در علوم تجربی نیز وقتی مطالعه دقیق کنیم، در علوم تجربی هم انبیاء منشاء اصلی صدور علم هستند.حال در آن زمان شاید نام بعضی از اعمال انبیاء معجزه گذاشته می  شد ولی امروز با پیشرفت علم ، علوم روز چه در حوزه علوم تجربی و چه در حوزه علوم انسانی به کشف بعضی از ابداعات انبیاء از حیث علمی می رسند.

آیات الهی را که پیامبر تلاوت می کند هم در حوزه علوم انسانی و هم در حوزه علوم تجربی است، خداوند متعال می فرماید:” یُزَکِّیهِمْ” آن جنبه عملیاتی را هم بلافاصله بعدش می آورد، اینچنین نیست که انبیاء نظریه پرداز باشند و نگاه عملیاتی به سعادت بشر نداشته باشند، مدل شهرسازی که پیامبر عظیم الشان اسلام در مدینه داشتند، مسجد باید کجا قرار بگیرد و یک حوزه فرهنگی و علمی دقیقا باید در کجای شهر قرار بگیرد، شیب کوچه ها نسبت به مسجد و نسبت به خروجی مدینه باید چگونه باشد و حتی بحث فاضلاب امثال اینها در هر مدینه به شکل کاملا علمی مراعات شده بوده که برخی محققین اشاره دارند.

 یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ بخش نظری است،” یُزَکِّیهِمْ” بخش عملی است، این تزکیه و آن تلاوت در قرآن کریم بازخوانی می شود ، به این شکل که “یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ” فی الواقع آن آیات نظام مند است، آیات غیر منتظم نیست به همین خاطر از واژه کتاب استفاده می شود، وقتی می فرماید:”یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ” یعنی آنچه که محصور است در یک حد و مرز ظاهره ای قرار دارد، در آیات الهی انظباط وجود دارد،انبساط به جای خودش ، انقباض با جای خودش، آیات الهی در فرآیندهای فهم بشری قبض و بست دارد.

آیات الهی ناظر به عمل است ، چرا که می فرماید” یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ ” همه این ها را هم با واو عطف به هم گره می زند، قرآن کریم واو عطف می آورد تا گره بزند تا کسی نتواند گره را حل کند، در نهایت وقتی پیامبراکرم کتاب را آموزش می دهد، آموزش کتاب که نظریه پردازی است باید تبدیل شود به حکمت، یعنی پیامبر فقط نظریه پرداز نیست، هم علم و هم حکمت را آموزش می دهد.

حکمت هم تعابیری دارد که یکی از تعابیر حکمت بحث تدبیر است، که این تدبیر البته در منصه هایی وجود دارد، در ارتباطات انسان این تدبیر قابل پردازش است، ارتباطی که انسان با خودش دارد، ارتباطی که با انسان های دیگر دارد، ارتباطی که با علم طبیعت و عالم هستی و اجزاءعالم هستی دارد و ارتباطی که با خدا دارد، تمام علومی که بشر تا به امروز به آن رسیده و خواهد رسید در حوزه این ارتباطات قابل تعریف است.

وظیفه انبیاء عظام وظیفه شان فقط نظریه پردازی نبود، نظریه باید خودش را در جامعه نشان دهد و چه در حوزه علوم تجربی و علوم انسانی در مورد حضرات انبیاء علیهم السلام و اهل بیت سلام الله علیها این اتفاق افتاده است.

مردم دو انتظار عمده از حوزه و دانشگاه دارند، اولین انتظارشان این است که آنچه به عنوان نظریه و تولید علم در حوزه و در دانشگاه واقع می شود و اتفاق می افتد باید دیده شود و در جامعه خودش را نشان دهد، وقتی که در جامعه خودش را نشان داد مردم به رسالت نبی گونه دانشگاه و حوزه ایمان خواهند آورد، نمی گوییم نشده اما به نظر می آید از ظرفیت عملیاتی سازی نظریه ها و نظریه پردازی ها خیلی هم شاید بهره نبردیم. مطالبه جدی مردم از ما تربیت شدگان حوزه و دانشگاه که دو بال سعادت مردم خواهند بود و هستند این هست که اگر شما نظریه پردازان خوبی هستید بسم الله در حوزه عمل هم بیایید و ما را کمک کنید.باید زندگی ما تسهیل شود ،باید سعادت ما تضمین شود، باید سیاست ما کیاست ما تدبیر امور و معیشت ما توسط شما منضبط شود.

به عنوان مثال من به عنوان کشاورز، باید در جایگاهی از معرفت و علم برسم که بتوانم از این زمینم بیشترین سرمایه را تولید کنم. اینجا دانشگاه می شود رسول ، نبی پیامبر ، حال که من مالی کسب کردم باید بدانم که مال من حلال است ، حقوق الهی خودم را اداء کنم، به وظایف و تکالیفی که نسبت به خانواده ام ،فقرا و دیگران، جامعه و خدا دارم عمل کنم. حوزه علمیه نباید فقط نظریه پرداز باشد ، می بایست دست او را بگیرد، ثروتی را که دانشگاه کمک کرده و به دست آورده حوزه کمک کند که طاهرا کسب کند و طاهرا هزینه شود این می شود سعادت جامعه.بنابراین حوزه و دانشگاه در هم تنیده باید کار کنند،یعنی این تنیدگی یک امراعتباری نیست ، اقل حرف این است که از مسلمات و بدیهیات است، این مطالبه اولی است که مردم از حوزه و دانشگاه دارند.

مطالبه دومی که مردم دارند، در بیانیه گام دوم حضرت آقا آمده است، تربیت نیروی انسانی است، ما الان در گام دوم انقلاب هستیم بعد از تثبیت ، بعد از نظام سازی که اتفاق افتاده هم از حیث تقنین، هم از حیث اجرا و هم از حیث قضا در حال تکمیل نظام سازی هستیم اما جامعه ما جامعه اسلامی به معنای کلمه خودش نیست، نشان می دهد فی مابین نظام سازی و جامعه سازی ما رخنه هایی وجود دارد، اشکالاتی وجود دارد که نظام سازی ما تبدیل به جامعه پردازی حداقل نشده است، و ما اگر می خواهیم تمدن اسلامی را ایجاد کنیم که عالم پس از ظهور حضرت حجت هست چاره ای جز جامعه پردازی نداریم ،حضرت آقا هم فرمودند گام دوم جامعه پردازی و تمدن سازی است.

در گام دوم می گوید باید جامعه پردازی کنیم، در جامعه پردازی رکن رکین و اصل و اصیل عبارت است از نیروی انسانی مستعد،هوشمند،عالم و انقلابی این نیرو باید در حوزه و دانشگاه تربیت شود بنابراین به نظر می آید بزرگترین رسالت در گام دوم انقلاب بر دوش حوزه و دانشگاه است ، اگر حوزه و دانشگاه در تربیت آن نیروی مستعد، هوشمند و انقلابی خوب عمل کند، علی القاعده گام دوم هم خوب برداشته می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *