دولت جدید تحت هیچ عنوانی به سهم خواهی ، تقسیم بندی های وهمی و کاذب را اصالت ندهد

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه شهرستان زابل خطبه های نمازجمعه ۱۹ شهریور ۱۴۰۰ به امامت حجت الاسلام والمسلمین مجتبی عزیزی امام جمعه شهرستان زابل به شرح ذیل است:

خطبه اول:

حجت الاسلام والمسلمین مجتبی عزیزی پس از توصیه و سفارش به رعایت تقوا و حدود الهی بیان داشتند:

ایام مصادف است با ولادت امام باقر علیه السلام و البته ایام ورود کاروان اسرای اهل بیت علیهم السلام به شام. امام باقر علیه السلام می فرمایند: ” الصَّبرُ صَبرانِ: صَبرٌ عَلی البَلاءِ حَسَنٌ جَمیلٌ وَ أفضَلُ الصَّبرَین الوَرَعُ عَن المَحارم. ” صبر بر دو گونه است: گاهی صبر بر بلا است که خوب و زیبا است وقتی که انسان بلایی می بیند در درونش دو نیرو و دو جذبه فعال می شود یک نیرو او را به سمت اتکال به خدای متعال و تحمل و تدبیر در بلا دعوت می کند و یک نیرو هم او را به بی تابی جزع و فزع و خدایی نکرده خارج شدن از فضای بندگی خدا دعوت می کند. البته در عبادت هم ما موضوع صبر را داریم. وقتی که انسان عبادت می کند همین که شما تکبیره الاحرام را می گویید دو نیرو درون شما فعال می شود یکی شما را دعوت می کند که نماز را برای خدا بخوانید و یکی هم دعوت می کند که نمازتان به غیر خدا آلوده شود.

صبر ترجیح خدا به غیر خداست، عند البلاء ، عندالمعصیت و عندالعباده ، چه زمانی که در حال عبادت هستید و چه زمانی که مصیبتی بر شما وارد می شود و چه زمانی که بلائی می بینید. اینکه شما بتوانید در درون خودتان تکلیف را اینگونه روشن کنید که جانب خدا را رعایت کنید این صبر است لذا در وجود ما دو نیرو فعال می شود آن نیرویی که ما را به سمت خدا دعوت می کند اگر ترجیحش دادیم صبور هستیم. شخصی عزیزی از دست می دهد این از دست دادن عزیز برای او دشوار و سخت است. همین سختی ممکن است که او را وادار کند به اینکه نسبت به ذات ذی الجلال الهی خدایی نکرده هتاک بشود. صبر یعنی اینکه اگر مصیبتی دیدی به جای جزع و فزع به خدا پناهنده شوی. البته در مصیبت جزع و فزع باید ترجمه شود صبربه معنای این نیست که انسان غم نداشته باشد. به معنای این نیست که انسان ناراحت نباشد و گریه نکند و اشک نریزد، خیر.

ما در فقه مان داریم که گریه همسر برای شوهری که از دنیا رفته است یا همسری که از دنیا رفته است گریه برای فرزندی که از دنیا رفته است پدر و مادری که از دنیا رفته است فضیلت است. صبر این نیست که بگوییم هیچ متاثر نشد، نه این تاثر علامت وجود عاطفه است البته در اوج خودش تاثر و علم و گریه برای مصیبت و داغی است که به دل اهل بیت علیهم السلام در محرم و صفر نشست.

 صبر این است که انسان در برابر کشش غیر خدا در درون خودش مقاومت کند لذا موارد دیگر هم مشمول صبر می شود. تجارت یا کاری دارد و در این کاری که دارد انجام می دهد معامله ای می کند. در این معامله دو نیرو درونش فعال می شود یک نیرو می گوید کسی که نمی داند حالا کمی بیشتر پول بگیر کسی متوجه نمی شود.جالب است که شیطان به همه همین حرف را می زند. اگر آنجا به خدا پناه برد صبور است. چرا؟ چون نیروی دیگری درونش فعال می شود می گوید تو می خواهی بیشتر گیرت بیاید چرا آتش می خواهی به زن و بچه بدهی رزق حلال ببر. حال که می خواهی رزق حلال ببری از قدری سود دل بکن. چون اگر این سود اضافه در زندگی ات بیاید برج زندگی را زیاد می کند و در زندگی بلا می آورد.

بالاترین برترین مهم ترین صبر کجاست؟ آنجاست که در درون من نیرویی به وجود می آید و مرا به سمت نافرمانی خدا ،گناه و شکستن قرق خدا می برد. امام صادق علیه السلام فرمودند: “هر پادشاهی و هر بزرگی یک قرقگاهی دارد و قرقگاه خدا گناه است.” انسانی که گناه می کند قرقگاه خدا را می شکند. لذا دو نیرو در وجود شما به وجود می آید: اول به شما می گوید مراقب باش و حرمت قرق الهی را نگهدار و در برابر عنایت الهی خودت را حفظ کن دامنت را اجازه نده که آلوده به معصیت شود. ندای دیگر این است که کسی که نمی بیند و حواسش نیست و متوجه نمی شود شما کارت را انجام بده. صبر آنجاست که درونت می گوید صادقانه برخورد کن و او را بپذیر. هیچ صبری بالاتر از این نیست که در برابر گناه دامن خودم را حفظ کنم.هیچ ترسی بالاتر از این نیست که من از گناه بترسم. خوش به حال کسی که از گناه می ترسد.

نبی مکرم اسلام فرمودند:”مومنی که با گناه مواجه می شود ضربان قلبش تندتر است از گنجشکی که می گیرند و در قفس پرت می کنند.” انسانی که از گناه می ترسد به آن ندای درونی گوش می دهد. حال می خواهد هر کسی باشد مهم این است که در برابر خدا شمشیر نکشد لذا امام باقر علیه السلام فرمودند:” أفضَلُ الصَّبرَین الوَرَعُ عَن المَحارم ” ورع و خویشتنداری در برابر گناه بالاترین درجه صبر است.

خطبه دوم

حجت الاسلام والمسلمین مجتبی عزیزی پس از توصیه و سفارش به رعایت تقوا و حدود الهی بیان داشتند:

نفوذ و شبکه نفوذ در عصر امام مجتبی علیه السلام یکی معضلات اصلی در این دوران بود

در این هفته شهادت سبط اکبر رسول خدا وجود مقدس امام حسن مجتبی علیه السلام به روایتی قرار گرفته است. دوران زندگانی امام مجتبی برای ما حاوی درس و عبرت است. واقعیت این است که اگر دوران زندگانی امام مجتبی درست دیده شود بسیاری از گره های امروز ما حل می شود. یکی از مشکلاتی که در عصر امام حسن علیه السلام دامنگیر جامعه نخبگانی و خواص شد دامنگیر معتمدین و متنفذین و صاحبان منصب شد این بود که برخی و شاید بسیاری از این افراد فی مابین صدای طلا و وجدان صدای طلا را خوش تر داشتند لذا نفوذ و شبکه نفوذ در عصر امام مجتبی علیه السلام یکی معضلات اصلی در این دوران بود. نفوذی که نه به مدد منطق و نه به مدد استدلال و نه بر بستری از حقیقت که در بستری از شایعه و کذب و در بستری استفاده از بی تقوایی برخی از خواص اتفاق افتاد. سپاه امام مجتبی فرماندهان و بزرگانی داشت که اینها با مبالغی آقای خودشان را تنها گذاشتند و البته به آنچه که به آنان وعده داده شد در بسیاری از موارد نرسیدند. در زندگانی امیرالمومنین و سیدالشهدا این موارد هست.

عمر سعد با آن همه سابقه دینی و علمی و شهره به فضائلی کارش به جایی رسید که کاملا راحت دستور داد تا سر از تن سیدالشهدا جدا کردند و فرماندهی لشکریانی را به عهده گرفت که در برابر پسر پیغمبر صف کشیدند شمشیر کشیدند و مقاتله کردند. این گندم ری چه بود که وجدان او را اینگونه نابود کرد؟

شبکه نفوذ شبکه بسیار خطرناکی است ما در زمان امام حسن مجتبی علیه السلام این را تجربه کردیم. سی مرتبه امام مجتبی ترور شد تا درون خانه امام حسن علیه السلام نفوذ شد و آخر هم دنیا از لطف نفس پاک، زلال و الهی امام مجتبی محروم شد و این حاصل آن شبکه نفوذ بود.

دولت جدید مراقب شبکه نفوذ باشند

ما هم در این سالها از شبکه نفوذ کم زخم ندیدم. در طول تاریخ چهل ساله انقلاب کم زخم ندیدم ، ترور رئیس جمهور و نخست وزیر ما در شهرویور ماه حاصل شبکه نفوذ بود. ترور رئیس قوه قضاییه ، نمایندگان و شورای قضایی ما در هفت تیر نتیجه همین شبکه نفوذ بود. شبکه نفوذ در مراتب مختلف حضور داشت. برخی از عقب نشینی هایی که به نام شگردهای دیپلماتیک برای ما در طی هشت سال گذشته توضیح داده شد و زندگی این مردم گروگان بی تدبیری مسند نشینان دنیاخواه قرار گرفت میوه تلخ شبکه نفوذ بود. شبکه نفوذ بود که هر لحظه ای اراده می کرد بخشی از بازار ما را به تلاطم می کشید و البته آنهایی که باید نظارت و برخورد می کردند گاهی انگار چنان خواب بودند که گویا هرگز قرار نیست از خواب بیدار شوند.

حال که به حمدالله دولتی انقلابی و مردمی سرکار آمده است که از بن دندان بنای به خدمت دارد. سربازان تازه نفس و البته بعضا کهنه کار به شدت مراقب شبکه نفوذ باشند. شبکه نفوذ هر روز رنگ عوض می کند و هر روز چهره تغییر می دهد. شاید تا دیروز شبکه نفوذ با عنوان گفتگوی با دنیا و دیپلماسی با اروپا و گره زدن سرنوشت مردم به تعامل با دو یا سه کشور مشخص بازار خودش را در بین مسئولین ما گرم می کرد. امروز ممکن است که با شعار های انقلابی به دنبال بازارگرمی خودش باشد. امروز ممکن است که لباس خود را عوض کند. کسی تضمین نکرده است که جریان نفوذ قصد نفوذ به این جریان پاک را هم نداشته باشد. ممکن است که داشته باشند پس همگان باید مراقب باشند. مخصوصا در این برهه که سمت ها و مسئولیت هایی توزیع خواهد شد خیلی باید مراقب باشیم البته شیطان در کمین است ما هم این را تایید می کنیم و می دانیم. امام حسن مجتبی مراقب بود، امیرالمومنین مراقب بود اما آنی که باید در برابر شیطان می ایستاد نایستاد.گاهی حاکم و والی مراقب است. مدیر ارشد مراقب است. مدیر میانی دچار دسیسه وسوسه می شود. وسواس خناس مدیر میانی از راه به در می کند و خسارت خودش را می زند.

دولت جدید تحت هیچ عنوانی به سهم خواهی ، تقسیم بندی های وهمی و کاذب را اصالت ندهد

استدعایی که ما از دولت جدید داریم این است که در انتخاب مدیران به هیچ وجه و تحت هیچ عنوانی سهم خواهی ، تقسیم بندی های وهمی و کاذب را اصالت ندهد. مهم شایستگی افراد است. واقعا انسان گاهی اوقات متاسف می شود انگار به قول امیرالمومنین که به مالک فرمود: “مالک گمان نکنی که این حکومت گوشت قربانی است و حال باید این گوشت قربانی را تقسیم کنیم.” گمان نشود که گوشت قربانی است. آدم احساس تاسف می کند که برخی افراد و جریانات حکومت را مانند گوشت قربانی فرض می کنند. دسته ما این بخش حکومت ، آن یکی دسته می گوید تیم ما آن بخش حکومت، این یکی دسته بگوید کدام وزارتخانه مال تیم ما ،  ما می دانیم دولت ما اینگونه نیست اما بوی سهم خواهی ها حتی در این استان هم به واقعا گاهی به مشام می خورد. هر گروهی و دسته ای بگوید که ما وزیر می خواهیم ، آن بگوید که ما استاندار می خواهیم. چرا نمی گویید که خدمت می خواهیم؟ نظامی که این همه خدمت کرده است واقعا چرا بعضی های شما طرح عملیاتی ندارید؟ حال به فرض که از گروه فلان استاندار تعیین شد، بعد چه؟ خوب بنده خدا شما نباید فردای قیامت سرپا بایستی و جواب دهی؟ بسیار مهم است.

توصیه مان این است آقایانی که احساس کردید تکلیف دارید که استاندار مثلا استان سیستان و بلوچستان بشوید با خدای خویش خلوت کنید. شما را به خدا قسم اگر احساس می کنید شایسته تر از شما نیست به جلو بیایید.

 امروز در شرف تعیین استاندار برای استان سیستان و بلوچستان هستیم. بنده نمی دانم چه کسانی وارد میدان شدند و چه کسانی می خواهند بشوند. کلیات و اجمالی از گوشه و کنار به گوش آدم می رسد. تخصصی هم نداریم و ورود هم نمی کنیم اما توصیه مان این است آقایانی که احساس کردید تکلیف دارید که استاندار مثلا استان سیستان و بلوچستان بشوید با خدای خویش خلوت کنید. شما را به خدا قسم اگر احساس می کنید شایسته تر از شما نیست به جلو بیایید. چرا؟ چون فردا هم بالاخره منصب چرب تری پیش می آید و می گویید آن بهتر است و آنجا هم یک دفعه این غنچه تکلیف تان گل می کند و بعد از این شاخه می خواهید سر آن یکی شاخه بروید.

خدمت کردن در استان سیستان و بلوچستان صوابی بیشتر دارد و اجر و مزد و قرب بیشتر دارد همانقدر و با همان وزان هم می گوییم که اگر شما این خدمت تان محض لله تبارک و تعالی نباشد خسارت بیشتر دارد.

انسانی که تکلیف مدار باشد در بسیاری از مواقع فراری است. بله واقعا اگر احساس تکلیف می فرمایید، بسم الله وارد میدان شوید علی شرط اینکه با خدا خلوت کنید. با خدا عهد کنید. همانقدر که ما به آقایان مسئول می گوییم که خدمت کردن در استان سیستان و بلوچستان صوابی بیشتر دارد و اجر و مزد و قرب بیشتر دارد همانقدر و با همان وزان هم می گوییم که اگر شما این خدمت تان محض لله تبارک و تعالی نباشد خسارت بیشتر دارد. از مدیر یک مدرسه با صد دانش آموز گرفته تا وزیر ، از مدیر یک اداره با دو کارمند گرفته تا وزیر از امامت جمعه یک شهر پنج یا شش هزار نفره گرفته تا یک شهر چند میلیون نفری فرقی نمی کند.

بنشینیم و با خدا خلوت کنیم. فردا که ما را در قبر بگذارند روز به روز ما را می شمارند و بابت روز به روز از ما سوال می کنند. می پرسند آقای عزیزی شما امام جمعه یک شهر بودید جمعیت بیش از صد هزار نفر آیا بر اساس مصالح آنها حرف زدی؟ یا بازی های سیاسی حب و بغض شما را تعیین کرد؟ آنجا دیگر زنده باد و مرده باد معنا ندارد. آنجا دیگر کسی نمی تواند به من کمک کند. آنجا جرات ندارم من توجیح کنم. نمی توانم من خلاف بگویم. در بارگاه دادگاه الهی که نمی توانم هر جور دلم خواست حرف بزنم.

بودجه چندین برابر شده است بسم الله کار هم باید چندین برابر شود

همه کسانی که قرار است مسئولیتی بپذیرند قبل از آن با خدا خلوت کنند و با خدا در میان بگذارند. مراقب باشند. چه می توانند بکنند؟ ظرفیت ها را خوب باید شناخت. استعداد ها را خوب باید شناخت. زحمات را خوب باید دید. نواقص را هم خوب باید دید. نظام اسلامی در این استان کم خدمت نکرده است و بسیار خدمت نموده است. نواقص هم در این استان کم نیست. اخبار خوشی هم به دست ما می رسد که اینها را فراموش نخواهیم کرد. آنچه که به ما گفته شده است به حمدالله بودجه استان امسال چندین برابر شده است پس چشم ها باید باز باشد معنا و مفهومش این است که آقایانی که می فرمایید بودجه چندین برابر شده است بسم الله کار هم باید چندین برابر شود. چه از حیث اعتبار و چه از حیث تخصیص آنگونه ای که استاندار محترم یک یا دوهفته پیشتر گفتند تخصیص استان ما از اعتبار سال گذشته هم بیشتر است. نه یک درصد و دو درصد چند صددرصد گاهی بیشتر است. همگان زحمت کشیدند خدا قوت شان بدهد بودجه خوبی را برای استان جذب کردند اما این اول کار است و مشکلات مردم خیلی زیاد است. از ظرفیت ها استفاده شود.

گاهی انسان حس می کند که زحمات متخصصین خوب دیده نشده است

دو هفته پیش در همین محفل و در حضور همین عزیز برادران و عزیز خواهران راجع به طوفان صحبت کردم و عرض کردم که سالها گذشته است و طوفان همچنان می آید و زندگی مردم را تحت تاثیر قرار می دهد. ما تغییر اقلیم را تا حدودی می دانیم و می فهمیم. گاهی انسان حس می کند که زحمات متخصصین خوب دیده نشده است. دانشگاه ما در منطقه از دانشگاه های فاخر هست. تولیدات علمی بسیار خوبی در زمینه آب و خاک دارد. وقتی بنده راجع به طوفان صحبت کردم بالغ بر بیست متخصص تا به امروز با بنده ارتباط گرفتند. طرح ، ایده و حرف دارند بنده واقعا از صحبت های این عزیزان لذت بردم. زحمات بسیاری کشیده شده است اما گلویی که به درد می آید گلوی این مردم است. آدم هایی که راهی بیمارستان می شوند ازهمین مردم هستند. بیش از هفتصد نفر فقط یک گزارش بود از آدم هایی که بندگان خدا راهی بیمارستان شدند.

باید مسئولینی بیایند که این مسئولین با خدا عهد داشته باشند که خدمت کنند و دوم اینکه برنامه داشته باشند. برای مشکلات اصلی و اساسی استان چه دارید و برای حل آنها چه برنامه عملیاتی و منتج به نتیجه دارید؟ رئیس محترم جمهور فرمودند که ما دولت صادق الوعد هستیم. الحمدلله.

اگر هامون زنده شود سیستان نفس می کشد

در جریان سفری که آقای رئیس جمهور ما به منطقه داشتند در سفر هوایی که به سمت روستای ملاعلی می رفتیم و به زابل بازمی گشتیم خدمت ایشان چند مرتبه صحبت کردم. خدمت ایشان عرض کردم که اگر هامون زنده شود سیستان نفس می کشد، همه توانتان را بگذارید و هامون را زنده کنید. مرز را تدبیر کنید و یک بار برای همیشه معضل مرز را حل کنید تا تسهیل شود و مردم بتوانند مراودات اقتصادی داشته باشند. هم امنیت مرز تامین می شود و هم زندگی و معیشت مردم درست می شود و هم اقتصاد شکوفاتر می شود و ارتباط فرهنگی فی مابین دو طرف مرز بیشتر و بهتر می شود.

چرا  فرصت مرز نباید مشکلش حل شود؟

بازارچه های رسمی نمی شود اشکال ندارد خرید و فروش خرد راه بیافتد. معاون محترمه اقتصادی استانداری تشریف آوردند و صحبت کردند به ما نوید دادند که اقتصاد مرز را ما به جریان می اندازیم از ایشان ممنون هستیم و البته منتظریم که ان شاءالله این اتفاقات بیافتد، آنقدر وعده داده شده است که تا سی سال دیگر هم کسی وعده ندهد جای وعده خالی نیست. یعنی اگر تا سی سال دیگر هیچ مسئولی وعده ندهد هیچکس دلش برای هیچ وعده ای تنگ نمی شود. همین هایی که گفته شده است عملیاتی شود ما بیشتر از این نمی خواهیم.

مسئولی بیاید که از عمق جان بنا بر خدمت داشته باشد. ما او را تقدیر می کنیم و کمک می کنیم و حمایت می کنیم. البته می دانیم که مسئولین ما دلسوز هستند. در همین سفر ریاست محترم جمهور و برخی از اعضای هیئت دولت از نزدیک شاهد بودم که چطور آقایان از یک فرصت چند ثانیه ای برای اینکه با ایشان صحبت کنند و مشکلات سیستان را بیان کنند از این فرصت ها استفاده می کردند همه عزیزان نمایندگان محترم ، فرماندار محترم ، استاندار محترم مرتب تلاش می کردند یعنی آقای رئیس جمهور لحظه ای نبود که کسی در کنارش مشغول بیان مسائل نباشد یا ننویسد و یا توضیح ندهد. الحمدلله.

بنا را بر انتخاب افراد شایسته بگذارند

اما حقیقتا ما محتاج مردانی هستیم انقلابی ، توانمند و قدرتمند و کار برای خدا انجام بده، جهادی . یک وقتی در همین جا عرض کردم که مدیری که تا ساعت دو بشود و تلفنش را خاموش کند و بگوید که ساعت اداری من تمام شد این مدیر واقعا در طراز سیستان نیست در طراز بلوچستان نیست. نیمه شب هم او باید آماده باشد. وقف باید بشود. اینجا تا انسان هایی وقف نشوند کارش درست نمی شود و کارش به دست خودشان هم حل می شود. بیگانه و غریبه خبری نیست. اینکه می گویم غریبه نه اینکه سیستانی نباشد مرادم این نیست. غریبه آن کسی است که نمی خواهد و نمی شناسد و بنا هم بر خدمت ندارد ممکن است بچه همین زابل هم باشد.

ما از دولت محترم و بعد از مسئولین ارشد استان خواهش می کنیم که در انتخاب مدیران بنا را بر انتخاب افراد شایسته بگذارند. طایفه ، قوم ، قبیله ، مذهب و شائبه های بچگانه ای که سهم خواهان به دنبالش هستند نباید گوش آنها را پر کند. ببینند چه کسی توانمند است ، چه کسی می تواند این بار را به دوش بکشد. مردم هم اگر مسئول خدوم ببینند با همه وجود کمک می کنند. شک نکنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *