امروز زنده نگه داشتن دفاع مقدس به این است که ما بتوانیم ایمان آن دوران را حفظ کنیم

امروز زنده نگه داشتن دفاع مقدس به این است که ما بتوانیم ایمان آن دوران را حفظ کنیم، ایمان به اصل و اساس اهداف نظام ، ایمان به زمینه سازی ظهور، خدمت خالصانه و بی منت به مردم و تقوای الهی. مهم این است که آن ایمان بقاء داشته باشد. مومن واقعی آن است که نسبت به هدف اش تردید نداشته باشد.

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه شهرستان زابل:جلسه شورای اداری شهرستان زابل به مناسبت هفته دفاع مقدس در سالن همایش فرمانداری ویژه شهرستان زابل برگزار شد.

در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین عزیزی امام جمعه شهرستان زابل ضمن تبریک به مناسبت فرارسیدن هفته دفاع مقدس بیان نمودند:

در مدینه کمبود آذوقه اتفاق افتاد و اطراف مدینه قحطی شد. مردم روستایی برای اینکه غذایی به دست بیاورند خدمت پیغمبراکرم آمدند و اظهار اسلام کردند. اینها از عمق جان که اسلام نیاورده بودند برای به دست آوردن نان این کار را کرده بودند. بزرگ اینها گفت:یا رسول الله خیلی ها برای اینکه مسلمان شوند شما با آنها جنگیدید اما ما خودمان با پای خودمان با زن و بچه آمدیم و ایمان آوردیم. سر پیغمبراکرم منت گذاشتند.

قرآن کریم آیه ای دارد که این قصه را بیان می کند و می فرماید: آیه ۱۴ سوره حجرات” قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا ۖ قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا” بادیه نشین ها آمدند و گفتند که ای پیغمبر ما ایمان آوردیم . پیغمبر گفتند که شما ایمان نیاوردید بگویید که ما مسلمان شدیم و اسلام آوردیم. بین اسلام و ایمان فرق است. “وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ” ایمان به قلب شما وارد نشده است.” وَإِنْ تُطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا یَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمَالِکُمْ شَیْئًا” اگر شما پیامبر و خدا را اطاعت کنید هیچ یک از اعمال شما فراموش نمی شود و اعمالتان ثبت می شود. “إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ”

قرآن کریم در آیه ۱۵ سوره حجرات درباره کسی که ایمان واقعی آورده است می فرماید:” إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ” آنهایی که ایمان واقعی دارند این خصوصیات را دارند: اول اینکه به خدا و رسول ایمان دارند. ما در بعضی از امور بایستی یقین داشته باشیم. در بعضی از امور باید ایمان داشته باشیم در اموری ایمان داریم که شاید نتوانیم فلسفه و با استدلال درک کنیم یا مستدل بیان کنیم مانند غیب، قرآن می فرماید:” الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ” ولی وقتی به آخرت می رسد می فرماید:” وَهُمْ بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ” یک جایی باید یقین داشته باشیم. کجا؟ آنجایی که عقیده ما است و باید برای آن استدلال کنیم. یک جاهایی نیاز به استدلال نیست.  

می فرماید:اگر کسی به خدا و به رسول ایمان بیاورد. ” ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا ” ایمان به خدا و رسول لازم است اما یک مسئله وجود دارد که مطمع نظر بنده در عرایضی که دارم است. کسانی که ایمان دارند و بعد تردید نمی کنند. کلمه ثم در قرآن کریم قریب به سیصد مرتبه در جاهای مختلف و به مناسبت های مختلف آمده است. وقتی که می گوییم ثم معنایش این است که دو مرحله وجود دارد یک قبل از کلمه ثم و یکی بعد از کلمه ثم، مثلا داریم ” إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا ” کسانی که گفتند پروردگار ما خدای متعال است سپس یعنی در مرحله بعد استقامت کردند.

ایمانمان در “ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا” است. وقتی که شما به راه و هدف ایمان می آورید شیطان فعال می شود و مهم ترین کاری که شیطان می کند این است که ایمان شما را آلوده به تردید کند و برای آن تردید هم البته استدلال برای شما جفت و جور می کند. شما به یک امری ایمان دارید اما در یک فاصله زمانی همان موضوع ایمانتان موضوع تردید شما می شود این کار شیطان است.

هشت سال دفاع مقدس داشتیم و پنج میلیون جوان به عنوان بسیجی وارد این میدان شدند و در کنار نیروهای خوب ارتش ، سپاه و نیروی انتظامی قرار گرفتند. این پنج میلیون نفر که از اول جنگ تا آخر به میدان رفتند روزی که رفتند با ایمان رفتند و کسی بدون ایمان نرفت اما بعد از اتمام آن فضای دل انگیز که گاهی شیرین بود و گاهی تلخ چه به سر اهل ایمان آمد؟ امروز فاصله ما تا جنگ حدودا سی و سه سال است یعنی سی و سه سال است که جنگ تمام شده است. آیا آن ایمانی که در آن دوران بود مرد یا آرام آرام در آن تردید کردیم؟ قرآن می فرماید اگر کسی ایمان آورد و تردید نکرد صادق است. عده ای در زمان جنگ ایمان به انقلاب و اهداف انقلاب داشتند. جنگ تمام شد و مناصبی تقسیم شد و سر کرسی هایی و پشت میزهایی نشستند بعد از آنی که راحتی این کرسی ها و میزها و عناوین و بله قربان را دیدند آن موقع چه؟ آن زمان هم ایمان شان مرد؟ یا در آن ایمان تردید کردند؟

فکر می کنم که امروز زنده نگه داشتن دفاع مقدس به این است که ما بتوانیم آن ایمان را حفظ کنیم نه اینکه در راه تردید کنیم. گاه آدم هایی را می بیند که ماه ها ولو شاید سالها در جبهه جنگ و دفاع مقدس واقعا زحمت کشیدند اما امروز که می نشینید انگار اشتباه و خطایی کردند انگار منتظر چیزی بودند که گیرشان نیامده است. انگار قرار بوده که بعد از جنگ فرش قرمزی پهن شود و بعد این فرش قرمز فراهم نشده است. لذا ایمان اولیه را با عمل و رفتارشان منکوب می کنند. آن ایمان اولیه چه بود؟ آن ایمان اولیه ایمان به اصل و اساس اهداف نظام بود. زمینه سازی ظهور بود. خدمت خالصانه و بی منت به مردم بود. تقوای الهی بود.

در کتابی که خاطرات بچه های گردان های زابل در دفاع مقدس بود خواندم که همه نماز شب می خواندند حال بحث روی عنصر نماز شب نیست بحث سر این است که همه اینقدر ایمان داشتند که حاضر بودند شب نخوابند و بندگی کنند. امروز ما در دفاع مقدس هستیم و شک نکنید. در درون خودمان نگاه کنیم و ببنیم نسبت به اهداف انقلاب شک کردیم؟ به تردید رسیدیم؟ افت کردیم؟ یا نه ایمان داریم؟

مثل یک قطار این انقلاب چهل و دو یا سه سال است که حرکت می کند. چه انسان های بزرگی از این قطار پیاده شدند چه افراد ارزشمندی از این قافله جا ماندند. بعضی مال بعضی جاه بعضی ها غرور و بعضی ها پشت کردن به اهداف انقلاب، جا ماندند. خیلی سخت است که امروز بعد از سی و چند سال از شهادت عزیزانمان برگردیم و ببنیم که آن ایمانی را که باید داشته باشیم نداشته باشیم. اما مهم این است که آن ایمان بقاء داشته باشد. مومن واقعی آن است که نسبت به هدف اش تردید نداشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *