نماز سفری است که مقصدش خدا و قرب الهی است

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه شهرستان زابل همایش نماز جلوه گر آینه رحمت للعالمین صلی الله علیه و آله و سلم به همت حوزه های علمیه شهرستان زابل و دفتر نمایندگی ولی فقیه در ناحیه مقاومت بسیج زابل در شبستان مصلی المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برگزار شد.


در این مراسم حجت الاسلام والمسلمین عزیزی امام جمعه شهرستان زابل بیان نمودند:
نماز یک سفر است ، سفری که مبداء آن ملک است و مقصدش ملکوت نیست. مانند مرگ نیست که مبداء آن ملک و مقصدش ملکوت است. اما نماز مبداء اش عالم ملک است لکن مقصدش ملکوت نیست بلکه خود خداست. حتی اگر شما برای رسیدن به ملکوت هم نماز بخوانید باز مقصد خداست. موسی علیه السلام وقتی که آن شب سرد طوفانی با همسری که داشت وضع حمل می کرد و گوسفندانی که رم کرده بودند گرفتار شد. گفت که من از دور آتشی دیدم و بروم آتشی بیاورم اما وقتی که آنجا رفت و سفری را به این مقصدی که میل خودش بود رساند تازه سفر شروع شد. مثل نماز هم این هست وقتی که در نماز عمق پیدا می کنید تازه سفر شروع می شود. نماز دقیقا یک مسافرت است سفری که عمقش قرب الهی است و خود خداست لذا می فرماید:” إِنِّی أَنَا رَبُّکَ” یعنی موسی تو به خلوت آمدی. نماز خلوت است.
امام صادق علیه السلام یک عبارتی دارد و عرض می کند که خدایا سر و صداها خوابید. هر کسی هم با محبوب خودش در خلوت است و من هم با تو خلوت می کنم.” هدأت الأصوات و سکنت الحرکات و خلا کل حبیب بحبیبه”سر رو صداها خوابید و همه جا آرام شد. هر کسی با محبوب خودش و من با تو خلوت می کنم. یک عبارت عجیبی است که به داود می فرماید: دروغ می گوید آن کسی که خیال می کند من را دوست می دارد اما شب که می شود راحت می خوابد. کسی که دنبال رفاقت با من باشد شب راحت نمی خوابد. با این محبوب ولو دقایقی خلوت می کند.
” إِنِّی أَنَا رَبُّکَ” مگر تو غیر از من کسی دیگر را داری؟ تو آمدی آتش ببری و من اینجا هستم لذا موسی زن و مالش و همه چیز را رها کرد و شیدا شد. نماز را ما شروع می کنیم اما وقتی وصل شویم خداست که ما را با خودش همراه می کند. “فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِیَ یَا مُوسَىٰ” وقتی تکبیرالاحرام می گویید این نودی به سراغ شما می آید و خدا با شما حرف می زند. وقتی می گوییم”سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ” یعنی من عظیم نیستم ، من حقیرم من کوچکم. “سُبْحَانَ رَبِّیَ الاَعْلی وَ بِحَمْدِهِ” یعنی من علو ندارم خدایا هرچه هست تو هستی. اصلا سبحان الله معنایش این است که من خدا نیستم ، من ضعیف و ناقص هستم.
“إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ” تعلق و زینت با خودت نبر. اینجا هرچه هست بلاحد است لذا عشق محدود نیست. ” إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى” تو وارد وادی مقدس نماز شدی. ما مسافریم و اگر مسافرت در نماز را درک کنیم آن موقع به ما می فرماید:” وَأَنَا اخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِمَا یُوحَی” من انتخابت کردم من پسندیدمت و خوش به حال کسی که خدا او را بپسندد. مثل مصلین مثل موسی علیه السلام است در این آیات قرآن در سوره مبارکه طه.وقتی شما قشنگ نماز می خوانید خدا شما را مخاطب قرار می دهد.
روایت داریم که ملائکه کنار مصلی و آنی که نماز می خواند هستند و این نماز را به عالم بالا می برند. نماز با انسان حرف می زند. اگر مصلین مراعات کنند می گوید که “حَفِظَکَ اَللَّهُ کَمَا حَفِظْتَنِی” تو مرا محافظت کردی و حد و شان مرا نگه داشتی خدا حرمت تو را نگه می دارد. اگر مراعات نکرد می گوید “ضَیَّعَکَ اَللَّهُ کَمَا ضَیَّعْتَنِی” تو مرا ضایع کردی خدا ضایع ات کند.
حال اگر ما درک کنیم که مسافر هستیم و چهار رکعت می خواهیم نماز بخوانیم یک سفر برویم مقصد خود خداست و با ما حرف خواهد زد و ما با خدا حرف خواهیم زد. اگر درک کنیم که نماز یک خلوت است چه اتفاقی می افتد؟ “إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلَاهَ لِذِکْرِی” بندگی کن. البته تو بندگی به شرط مزد مکن خواجه خود روش بنده پروری داند. نماز بخوان و اقامه کن اما برای من اقامه کن نه برای بهشت. مصلی باید به گونه ای باشد که با نماز عشق کند. بگوید که من عاشق خدا هستم و می خواهم با او حرف بزنم.
حال اگر من طلبه این چنین حالی داشتم یعنی نماز را سفر محاسبه کردم. در این سفر خودم را به خدا وصل کردم و بعد مخاطب خدا قرار گرفتم که ” وَأَنَا اخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِمَا یُوحَی” اگر من مخاطب خدا شدم این حال من در ماموم و نمازگزاری که دارد نماز می خواند تاثیر می گذارد. مامومین از این حال استفاده می کنند لذا اگر امام با توجه نماز بخواند ماموم هم لاجرم اهل توجه می شود. چون سرایت می کند.
در فضائل و رذایل تسری و زایش هست. یعنی چه؟ یعنی اگر دو نفر در حال نماز هستند یکی با حال خوش نماز می خواند در دیگری هم تاثیر می گذارد و لو صدای او را نشنود و متوجه او نباشد. مثلا صد نفر در نمازی شرکت کردند در این صد نفر آن هایی که توجه داشته باشند روی اطراف شان تاثیر می گذارند بدون اینکه کسی متوجه شود و حتی خودشان هم متوجه نمی شوند. وقتی که اینها از دنیا می روند هم همین اتفاق می افتد. وقتی مومنی را به قبر می سپارند تا چندین قبر اطرافش اگر اهل عذاب باشد عذابشان متوقف می شود. بالاترین روش برای ترویج نماز این است که عاشقانه نماز بخوانیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *