مدل مهندسی رشد و توسعه در سیستان از همه چیز مهمتر و واجب تر است

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه شهرستان زابل خطبه های نمازجمعه ۷ آبان ۱۴۰۰ به امامت حجت الاسلام والمسلمین مجتبی عزیزی امام جمعه شهرستان زابل به شرح ذیل است:

خطبه اول:

حجت الاسلام والمسلمین عزیزی پس از توصیه و سفارش به رعایت تقوا وحدود الهی بیان نمودند:

در سوره مبارکه النحل آیه ۳۶ می فرماید: ” وَلَقَد بَعَثنا فی کُلِّ أُمَّهٍ رَسولًا أَنِ اعبُدُوا اللَّهَ وَاجتَنِبُوا الطّاغوتَ ” خدای متعال در قرآن کریم می فرماید که ما برای هر امتی پیامبری را مبعوث کردیم. اولین پیام این پیامبران این بود که خدا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید.

با دقتی در تاریخ بشر و تفحصی در این امر این موضوع واضح است که در هر زمانی مردم مبتلا به طاغوتی بودند. از نمرود و فرعون و مشرکین قریش و امثال بنی امیه و بنی عباس گرفته تا به امروز این قضیه همیشه بوده و مردم با آن مواجه بودند. زمان ما هیچگاه خالی از طواغیت نبوده است. آنهایی که علیه خدا طغیان کردند. زمان ما هم خالی از وجود طواغیت نیست. اساسا انقلاب اسلامی انقلابی بود که در مقابله با طاغوت به وجود آمد. طاغوتی که هست و نیست مردم را به پای طاغوت های بزرگتر قربانی کرد.

قرآن کریم بشارت را هم در گرو همین اجتناب از طاغوت می داند. قرآن می فرماید که اگر شما از طاغوت اجتناب کنید اهل بشارت هستید. ” وَالَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ” آنهایی که حتی به سمت طاغوت حتی در یک مقطعی از زمان گرایشی پیدا کردند به سمت خدا برگردند بشارت نصیب آنها خواهد شد. اجتناب از طاغوت امر بسیار مهمی است و اساسا در اندیشه اسلامی ما دو ولایت بیشتر نداریم، ولایت الله و ولایت الطاغوت.  ولایت خدا و ولایت طاغوت البته با هم قابل جمع هم نیستند.

همیشه طاغوت به دنبال حذف اولیاءالله بوده است و همیشه اولیاءالله برنامه شان مبارزه با طاغوت بوده است. یک وقتی مثل ابراهیم خلیل در دل آتش افکنده شدند و یک وقتی مثل موسی کلیم شبانه از خانه و کاشانه خودش رانده شد. یک وقتی مثل رسول خدا بیش از هشتاد جنگ به ایشان تحمیل شد و یک وقتی مثل امیرالمومنین علیه السلام در محراب عبادت محاسن شریف شان به خون سرشان خضاب شد. یک وقتی نیز در دشت کربلا سیدالشهدا علیه السلام بدنش آماج تیر بلا شد و تا به امروز . امروز هم ما در مقابل طاغوتی هستیم که جز به بردگی ما رضایت نخواهد داد.

دنیا در هر زمان گرفتار طاغوت است. دنیا در زمان ما در چنبره ای از ظلم طواغیت گرفتار شده است. الحمدلله انقلاب اسلامی به وجود آمد و این طواغیت را پس زد. این نعمت بزرگی است. اگر می خواهیم به سعادت برسیم چاره ای جز اجتناب از طاغوت نداریم. البته این را بدانیم اجتناب از طاغوت فقط در ذهن و در زبان نیست. در عمل باید باشد. فرمود:” فَمَن یَکفُر بِالطّاغوتِ وَیُؤمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَهِ الوُثقىٰ ” ایمان به خدا باید کنار کفر به طاغوت باشد. لا اله و الا الله باید با هم باشد. اینها از هم جدا شدنی نیست.

چقدر طاغوت های زمان ما علیه این نظام و انقلاب توطئه کردند و الان هم در حال توطئه هستند. چرا توفیق پیدا نکردند و موفق نشدند؟ به دلیل تمسک به حبل الله به عروه وثقی الهی است که امام صادق علیه السلام فرمود: “نحن عروه الوثقی”تمسک به قرآن ، تمسک به عترت ، تمسک به عقل و تدبیر و در کنار رهبری آگاه ایستادن و با حکمت حرکت کردن طاغوت را عقب می زند. وقتی که شما صاحب همت عالی وبا انگیزه باشد کاری از دست طاغوت بر نمی آید. وقتی که شما هوشیار باشید و مومن به وعده الهی باشید نمی تواند کاری بکند و این از مراتب تقوای اجتماعی است.

وقتی تقوا را ترجمه می کنیم معمولا در حوزه رفتارهای فردی ترجمه اش می کنیم در حالی که یک جامعه هم می تواند جامعه باتقوا یا جامعه بی تقوا باشد. جامعه با تقوا آن جامعه ای است که در برابر طاغوت حساس است و هرگز با طاغوت سر سازگاری ندارد. چرا؟ چون طاغوت هست و نیست او را می خواهد. امروز طاغوت زمانه استکبارجهانی از ما چه می خواهد؟ چرا چهل و دو سال ما نتوانستیم با هم کنار بیاییم؟ اشکال کجاست؟ اشکال در این است که طرف مقابل شما با شما قرار بحث و صحبت ندارد. طرف مقابل شما به دنبال تسلیم، زبونی، خاری و بردگی شماست. نگاه او اینگونه است. او به شما به عنوان یک طرفی که مقابلش بنشیند و مساوی با هم مباحثه کنید نگاه نمی کند. اگر هم امروزه مشاور امنیت ملی آمریکا می گوید که ما می خواهیم با ایرانی ها با حسن نیست مذاکره کنیم نه از صدق آنها است که از اقتدار شماست. اگر این اقتدار نبود صد سال سیاه اینطور حرفی نمی زدند. اکر امروز آنها در تهدید و اساسا جرات تهدید ندارند از اقتدار شماست. از عقلانیت آنها نیست. از محاسبه درست آنها نیست و از ترس آنها است. خدا وعده داده است. فرموده است:” وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ ” شما توانتان را جمع کنید باقی اش با ما است. خدا ترس شما را به دل آنها خواهد انداخت و خدا هم این کار را می کند.

اول اجتناب از طاغوت دوم کفر به طاغوت. گاه ممکن است که لق لق زبانم اجتناب از طاغوت باشد ولی در رفتارم کفر به طاغوت نباشد. در سخنرانی از طاغوت برائت بجویم اما در رفتار امضای او را مثل امضای حجت شرعی ، حجت بدانم. ما تجربه کردیم گاهی در برخی از دولتها مثل دولت گذشته وقتی به طاغوت کمی اعتماد شد شما دیدید که چه کردند. شما از طاغوت زمان ما و از آمریکا در این چهل و دو سال آیا جز جنایت و خیانت دیدید؟ ندیدید چرا؟ چون خاری شما را می خواهد.

اول اجتناب از دسیسه طاغوت، اجتناب از کنار طاغوت قرار گرفتن، اجتناب از اینکه با طاغوت در یک سرزمین فکری قرار گرفتن و دوم کفر به طاغوت. چرا امروز عربستان، همین عربستانی که تا دیروز بادی به غبغب می انداخت و سینه سپر می کردند و می گفتند ما جنگ را به داخل ایران می کشانیم. چرا امروز در به در دارند راه پیدا کنند که با نظام با مذاکره کنند و بیایید تا مشکلات را حل کنیم. ما با هم برادریم.عجب! چون آنها دیدند که تمسک به طاغوت فایده ای ندارد. افعانستان نقره داغ آنها شد.

شاه مخلوع کتابی دارد به نام ماموریتم برای وطن که اواخرش را فرح نوشته است و بخشی هم به عنوان خاطرات فرح چاپ شده است. می گوید که شاه وقتی در مصر در بیمارستان بود درخواست کرد که می خواهم سفیر آمریکا در مصر را ببنیم. چندین بار نامه نوشتیم و درخواست کردیم و خواهش کردیم که سفیر آمریکا در مصر بیاید بیمارستان و چند دقیقه بالا سر این بیچاره عیادت کند. سفیر هم نمی آمد. آخر سر گفتند که این دارد می میرد اقلا دو دقیقه بیا. سفیر گفت حالا که دارد می میرد می آیم ببینم چه مرگش هست. سفیر آمریکا آمد بالای سرش، شاه دستش را دراز کرد و دستش را گرفت و گفت من مثل یک سگ نگهبان برای شما بودم چرا من را رها کردید؟ خیلی حرف عمیقی زد. سفیر گفت: چون دیگر به درد ما نمی خوردی. طاغوت این است. کدام حاکم ظالمی که به طاغوت زمان ما تکیه داد نجات پیدا کرد و عزتمند شد؟

 لذا انبیاء پیامشان این است ” أَنِ اعبُدُوا اللَّهَ وَاجتَنِبُوا الطّاغوتَ ” جامعه ایمانی جامعه ای است که این دوشاخص را داشته باشد. یک: بنده خدا باشد و جلوی خدا تسلیم باشد. سر در برابر خدا به تعظیم خم کند. و دوم: هرگز با طاغوت تا طاغوت هست با آن سر سازگاری نداشته باشد.

خطبه دوم:

حجت الاسلام والمسلمین عزیزی پس از توصیه و سفارش به رعایت تقوا وحدود الهی بیان نمودند:

کسانی که واکسن نزدند خواهش می کنیم که حتما این کار را انجام دهند

حسب اطلاعات جسته و گریخته ای که می آید احتمالا وارد پیک جدید بیماری کرونا خواهیم شد. اول اینکه کسانی که واکسن نزدند ما خواهش می کنیم که حتما این کار را انجام دهند. من از عزیزانمان در ستاد نمازجمعه خواهش می کنم برنامه ای را تنظیم کنند و با عزیزانمان در بهداشت و درمان مذاکراتی داشته باشند که اگر امکانپذیر باشد از هفته آینده ان شاءالله در مصلی یک پایگاهی ولو فقط برای روز جمعه دوساعت قبل و بعد نمازجمعه جهت انجام واکسیناسیون داشته باشیم.

مدل رشد و توسعه سیستان

در چند هفته پیش موضوعی را طرح کردم و درخواستی را داشتم و آن هم اینکه ما باید برای سیستان به دنبال یک مدل توسعه باشیم. حال این مدل توسعه اگر مبتنی بر کشاورزی است مقتضیات خودش را دارد و می تواند مبتنی بر کشاورزی با شاخه های خودش باشد. زمینه اش هم وجود دارد و سیستان همواره مهد غله منطقه بوده است و سیستان در جایگاهی قرار داشته است که محصولات کشاورزی آن همیشه زبانزد بوده است.

مدار رشد و توسعه…

توسعه می تواند بر مدار کشاورزی باشد. مهندسی توسعه ای که ما پیشنهاد دادیم و خدمت عزیزان عرض کردیم می تواند بر اساس تجارت و مرز باشد و مخصوصا با امنیتی که به برکت نیروهای مسلح مان در مرزهایمان هست و سی و پنج درصد اقتصاد افغانستان از سیستان تامین می شود و عبور می کند و این امر بسیار مهمی است. سیستان می تواند از طریق افغانستان به چین وصل شود و از طریق زاهدان به راه آهن سراسری وصل شود. این خیلی مهم است و تجارت مرز می تواند یک پایه برای توسعه باشد. باتوجه به مسئله منطقه آزاد که راجع به آن حرف داریم و ان شاءالله سر موعد عرض خواهم کرد.

توسعه می تواند بر اساس ثروت خدادای صنعت و معدن باشد. امروز سیستان دارد به سمتی حرکت می کند که قطب اول معادن مس ایران باشد و یکی از بزرگترین معادن مس جهان در سفیدآبه سیستان است و امروز در حال آماده سازی زیرساخت های آن هستند و شروع به کار شده است و کارخانه های پایین دستی و بالادستی در حال ساخت است. اینها همه می تواند مبنایی برای توسعه باشد. صنعت ، هنر صنایع دستی ، گردشگری، معادن، مرز، کشاورزی و جاذبه های منحصری که در سیستان است اینها می توانند پایه ای برای توسعه باشد و این توسعه لازم و ضروی است.

نیازمند داده های صحیح و قابل دفاع برای طراحی مدل رشد و توسعه هستیم

ضرورت سیستان این است که ما یک مدل مهندسی توسعه داشته باشیم. توسعه اگر مهندسی شود رشد در آن وجود دارد اما این توسعه اولا باید مبتنی باشد بر داده های صحیح و قابل دفاع، یعنی داده ها اساس در توسعه است. داده هایی که در واقع باید در قالب یک تحقیق نظام مند و آمایش گونه و جامع به دست دانشگاهیان ما ایجاد و تولید شود. یکی از مشکلاتمان این است که از دانشگاه تا مزرعه یک خط مستقیم نکشیدیم. از دانشگاه تا کارخانه و معدن خط مستقیم نکشیدیم. اولا باید داده هایی داشته باشیم تا به شناسایی ظرفیت ها ، استعدادها ، توانمندی ها ، چالش ها و،فرصت ها و تهدیدها منجر شود. سیستان چالش ، تهدید، فرصت،ظرفیت و نیروی انسانی دارد و همه اینها در یک منشوری و در یک قالبی و در یک تحقیقی دیده شود. وقتی شناسایی شد شناسانده شود. تا این این داده ها به وجود نیاید و داده های خوب و قابل اتکایی نباشد طراحان نمی تواند مدلی برای توسعه طراحی کنند.این داده ها باید کجا کشف و استخراج شود؟ در دانشگاه. اینجا جای ورود دانشگاه است. قبلا هم گفتم که ما به حمدالله دانشگاه فعال و خوبی داریم و می توانیم از ظرفیت دانشگاه مان در این زمینه استفاده کنیم. دانشگاه هایی که در سیستان هستند در حوزه خودشان دانشگاه های خوب و مطلوبی هستند.

دانشگاهیان ، عالمان و متخصصین در زمینه های مختلف وارد میدان طراحی مدل رشد و توسعه سیستان شوند

علی ایحال تمام اینها باید جمع شوند در همه حوزه های اقتصاد، فرهنگ ، امنیت و اجتماع جمع آوری شوند. وقتی که داده ها جمع آوری شود می شود برنامه ریزی کرد. وقتی ما بدانیم که در سیستان چه تعداد بیمار مبتلای به اعتیاد داریم می توانیم برنامه ریزی درست برای مبارزه با آن کنیم و اگر ندانیم که نمی توانیم طراحی و مهندسی و برنامه ریزی کنیم. در حوزه فرهنگ ، اقتصاد و در حوزه های دیگر ما نیازمند این مهندسی توسعه هستیم. بنده از دانشگاهیان عزیز خواهش می کنم . از عالمان عزیز خواهش می کنم. از عزیزانی که متخصص در زمینه های مختلف هستند خواهش می کنم بیایند وسط میدان و طرح های شان را ارائه دهند.حقیقتا از بسیاری از محققین ممنون هستیم. یک وقتی همین جا بحث کشاورزی را مطرح کردم شاید اقلا ده یا پانزده نفر با طرح مکتوب به دفتر آمدند. بعضی از این عزیزان را به دانشگاه ارجاع دادیم و برخی از آن ها در دانشگاه در حال تست و آزمایش است و این خیلی خوب است.

تئوری پردازش شده آکادمیک پایه قوی لازم داریم تا به ظرفیت های منطقه متصل شود

ما باید با هم به سمت توسعه حرکت کنیم. هر کسی در هر نقطه ای هر طور که می تواند بیاید و به این قصه کمک کند. بنابراین یک تئوری پردازش شده آکادمیک پایه قوی لازم داریم. دانشگاه زحمت این را بکشد. از آن طرف هم باید به زمین وصل شود. به مرز وصل شود. به معدن وصل شود. به صنعت وصل شود. به هنر وصل شود. به فرصت های منطقه وصل شود. به ظرفیت هایی که در منطقه استفاده نشده است وصل شود. این ظرفیت ها به آن تئوری وصل شود و در میدان عمل چالش هایش را کنار بزنیم. وقتی که چالش هایش را کنار زدیم خود به خود عملیاتی می شود و بالا می آید. این امر باید در زمینه های مختلف محقق شود.

حال اگر این مدل مهندسی رشد و توسعه محقق نشد دو اشکال حداقل به وجود می آید که در این هفته یک اشکال را عرض می کنم و اشکال دوم را ان شاءالله هفته آینده عرض خواهم کرد.

زمینه بروز مدیران ناکارامد

اگر ما طرح توسعه مهندسی شده نداشته باشیم. اگر ما آمایش دقیق نداشته باشیم. اگر ما ارزیابی درست نداشته باشیم. اگر ما تحقیق عالمانه ای در این زمینه نداشته باشیم. اگر ما توسعه مند حرکت نکنیم. اگر ما مهندسی برای توسعه نداشته باشیم. زمینه بسیار مناسبی برای ظهور و بروز مدیران ناکارآمد را فراهم کردیم. منابعی که وارد سیستان می شود هدر می رود. یک سوال اساسی وجود دارد که این همه منابعی که آمده است اینها چه شده است؟ کسی نمی گوید که خدایی نکرده اختلاس و یا دزدی شده است و اینها اتهاماتی است که محتاج به سند است و نمی شود که خدایی نکرده هر حرفی را زد اما می شود که سوال کرد که اعتبارات بسیاری آمده است و چرا منابع هدر می رود؟ همین طرح نیم لوله که در دشت سیستان مانند یک اژدهای عجیب و غریب از این روستا به آن روستا کشیده شده است و هیچ خبری هم نیست. برای اینها منابع خرج شده است. این منابع چرا آمد؟ و چرا به سرانجام نرسید؟ اساسا کسی آمد این را برای مردم توضیح دهد؟ کسی آمد که به مردم بگوید که چرا این نیم لوله ها به این سرنوشت گرفتار شدند؟ حال این یک نمونه است و ممکن است که نمونه های دیگر هم باشد.

هدر رفت منابع

هدر رفت منابع در این نظام امر مهمی است و امر کمی نیست. چون پول در این نظام مال امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است و مال زید و امر و بکر نیست. بیت المال مسلمین است. اینگونه ما به سمت توسعه نخواهیم رفت. منابع می آید کم هم نمی آید بسیار هم می آید. از اول انقلاب اسلامی منابع عظیمی به سمت سیستان سرازیر شده است یک نمونه اش هشتصد و پنجاه میلیون دلاری است که حضرت آقا اجازه فرمودند برای طرح آبیاری مکانیزه و تحت فشار چهل و شش هزار هکتاری دشت سیستان است. نمونه های دیگر هم دارد. امسال حسب گزارشی که استاندار سابق به بنده دادند گفتند که اعتبارات استان چند برابر شده است آن هم در این اوضاع. اعتبارات هست. پول هست. حال ممکن است تخصیص ها گاهی کم و زیاد شود و آن بحث دیگری است.

به دلیل نبود مدل نظام مند ظرفیت های عظیم سیستان دیده نشد

نیروی انسانی مستعد و توانمندی هست و ابر و باد و مه و خورشید و فلک همه موافق هستند و در یک جهت قرار دارند اما توسعه اتفاق نمی افتد. این بادی که در میل نادر توربین های عظیم حدود چهارصد تنی را به گردش در می آورد و برق تولید می کند. آیا ده سال و پانزده سال و هشت سال و بیست سال پیش نبود؟ ما در میل نادر سیصد روز بادی داریم. هیچ جای دنیا اینطور نیست می توانید مطالعه کنید. خدا نعمتی عجیب به ما داده است. زیر پایمان حدود دوهزار میلیارد متر مکعب آب ژرف داریم. یکی از بزرگترین ذخایر مس دنیا را در سیستان داریم. چرا اینها دیده نشده است؟ چون مدل نظام مند نداشتیم. چون نظام توسعه درست و دقیق نداشتیم . اگر داشتیم اشکال در خیانت بوده است.

چطور ممکن است این همه ثروت و توسعه ای نباشد؟ اینجا آن جایی است که دانشجویان آتش به اختیار مطالبه کنند. مردم باید مطالبه کنند. نمایندگان مردم باید مطالبه کنند. واقعا باید مطالبه شود. این زمینه را فراهم می کند که گاه مدیرانی سرکار بیایند که ته هنر آنان روزمرگی باشد و گاهی تنگ نظری باشد. نمونه هایی داریم و می شناسیم و رصد می کنیم. دقیق هم رصد می کنیم. البته مسائل را در خطبه ها نمی گوییم اما در مجاری خودش مرتبط هستیم. اتفاق افتاده است که با وزراتخانه های مربوطه تماس گرفتیم و مکاتبه کردیم و صحبت کردیم که مدیر شما در منطقه مدیر ضعیفی است و استدلال هم کردیم و باز هم این کار را خواهیم کرد.

گاهی رشد و توسعه به تحول در ذهن برخی از مدیران نیاز دارد

گاه توسعه یک منطقه گرفتار سلیقه یک آدم بی سلیقه یا کج سلیقه یا تنگ نظر می شود. باید اینها حل شود و تا حل نشود توسعه اتفاق نمی افتد و آجر روی آجر نمی رود. گاهی رشد و توسعه به تحول در ذهن برخی از مدیران نیاز دارد. باید انقلابی باشند و کار جهادی کنند. باید پیگیر باشند. لذا اگر ما طرح نداشته باشیم و مهندسی توسعه نداشته باشیم مدیرانی هم که می آیند چون مهندسی ندارند گرفتار روزمرگی می شوند و زمانی که گرفتار روزمرگی شدند ایده ندارند و خلاق نیستند. نظریه ندارند اگر دارند هم رسوب می شوند.

به نظر نمی آید که در سیستان یک طرح منسجم، قوی و با مبنای دقیق وجود داشته باشد

اگر ما برنامه مهندسی شده توسعه نداشته باشیم یا برنامه مهندسی شده توسعه داشته باشیم اما مدیر کارآمد نداشته باشیم گرفتار توسعه کاریکاتوری می شویم که این از عدم توسعه گاهی بدتر است. آن چیزی که ارزیابی بنده از سیستان است این است که حقیقتا به نظر نمی آید که یک طرح منسجم، قوی و با مبنای دقیق وجود داشته باشد. اگر هست بیایند برای بار چندم است که عرض می کنم. به مردم بگوییم. ما می خواهیم سیستان را بر اساس این مدل توسعه بدهیم. ما می خواهیم سیستان را بر این مبنا توسعه دهیم. مردم باید این را بدانند. چرا؟ چون بستر توسعه همین مردم هستند و هدف توسعه همین مردم هستند. توسعه برای مردم است. بهره بردار اصلی مردم هستند. حق است که مدل دقیقی برای توسعه سیستان طراحی شود و اگر طراحی شده است اعلام شود تا مردم بدانند و کمک کنند. ما همه خوف مان این است که انرژی ها هدر رود ، منابع هدر رود. به جای مدیران انقلابی، قوی، تحول خواه و جهادی مدیرانی بیایند که رسوب شوند. گاهی مدیری به بنده مراجعه می کند که واقعا انقلابی و توانمند است و می گوید که ماها به هم وصل نمی شویم. می پرسم مشکل چیست؟ می گوید: من سرعتم پنجاه کیلیومتر در ساعت است فلان اداره بیست و پنج کیلومتر در ساعت است هر کار می کنم بیشتر نمی شود. این عدم توازن است.

ما از مسئولین ارشد در کشور و استان خواهش می کنیم که به این نکته توجه کنند که مدل مهندسی رشد و توسعه در سیستان از همه چیز مهمتر و واجب تر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *