قرآن کریم در تصویرسازی یقینا در بین تمام متون مکتوب تاریخ بشر بی نظیر است

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه شهرستان زابل:اختتامیه دوره تربیتی و آموزشی شهید آوینی در سالن همایش اقبال لاهوری شهرستان زهک برگزار شد.

در این مراسم حجت الاسلام والمسلمین مجتبی عزیزی امام جمعه شهرستان زابل بیان نمودند:

استفاده از رنگ و تناسب رنگ ها ودر کنار هم قرار دادن رنگ های گرم و سرد و ترکیب اینها کار سختی است. ما در منطقه ای خشک زندگی می کنیم که در آن صحرا است و معماری خاص خودش را دارد و استفاده از رنگ برای حیات بخشیدن به نقش خیلی موثر است لذا بچه هایی را که این کارهای جذاب و زیبا را ارائه دادند تحسین می کنم ان شاءالله امیدوارم روز به روز با آثار بهتری از این عزیزان آشنا شویم.

خط نستعلیق میراث ماندگار قوی ما است

امیدوارم دست هایتان را به هنرهای دیگر هم به فضل خدای متعال بیاویزید مخصوصا هنر خط و به ویژه خط نستعلیق که یک یادگار منحصر هنری در کشور ما است و متاسفانه با کوتاهی مسئولین فرهنگی ما این هنر اصیل الهام بخش ایرانی در مراکز بین المللی مراحل ثبت به نام کشور دیگری را طی می می کند و این یک مصیبت است و حرف کوچکی نیست. ان شاءالله که مسئولین ما بتوانند جلوی این کار را بگیرند به جهت اینکه نستعلیق میراث ماندگار قوی ما است.

قرآن کریم در تصویرسازی یقینا در بین تمام متون مکتوب تاریخ بشر بی نظیر است

استفاده از رنگ و حجم در انتقال مفاهیم منحصر به هنرمندان نیست. در کنار هم قرار دادن دو حجم برای کسانی که آثار حجمی ایجاد می کنند با یک هنر عالی و متعالی روش انبیاء و اولیاء و قرآن کریم است. قرآن کریم در تصویرسازی یقینا در بین تمام متون مکتوب تاریخ بشر بی نظیر است. قرآن کریم وقتی تصویرسازی می کند و نمایشنامه هایی را ارائه می دهد که این ها بتواند شما را داخل یک فضا ببرد و در آن فضا شما را به جولان روحی و فکری وادار کند. پیشنهاد می کنم چه دوستانی که دستی در شعر دارند و چه دوستانی که در نقش و حجم وچه دوستانی که در نمایش هستند حتما به قرآن کریم مراجعه کنند.

قرآن می خواهد مجاهد فی سبیل الله را توصیف کند نمی گوید این مجاهد، مجاهد بزرگی است. نمی گوید این مجاهد انسان خالصی است. نمی گوید این مجاهد جانش را کف دستش گذاشته است. می گوید:” وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا “” فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا ” ” فَالْمُغِیرَاتِ صُبْحًا ” ” فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا ” آهنگین حرف زدن منطق قرآن است. شاعرانه حرف زدن منطق قرآن است. از مجاهد حرف نمی زند اما از سه چیز حرف می زند:از تاخت اسب مجاهد و جرقه ای که از زیر سم این اسب در اصابت با سنگ به وجود می آید می گوید. این تصویر سازی تصویر سازی عادی نیست. از نفس نفس زدن این اسب و از گرد و غباری که در اثر تاخت این اسب به وجود می آید. کنار هم قرار دادن اینها حجم را در غالب کلمات نو و یک آهنگ خاص در آوردن هنر می خواهد.

 قرآن یک تابلو نقاشی بسیار بسیار بسیارعجیب است

امیرالمومنین علیه السلام وقتی پر طاووس را در نهج البلاغه توصیف می کند عقل حیران می شود. رنگ مایه های گرم و سرد پر طاووس چگونه نقاش خلقت در کنار هم قرار داده است نکته عظیم و عجیبی است. آن نقاشی که یک میلیون رنگ سبز در کنار هم قرار داد و برای هر کدام هم خاصیتی قرار داد و هر کدام هم در عالم ما ترجمه ای دارد و آن نقاش بزرگی که بیش از یک میلیون رنگ سفید آفرید و اینها را به گونه ای در کنار هم قرار داد که گاه در تضاد با هم قرار می گیرند. یعنی دو رنگ سفید گاهی در نقاشی الهی در تضاد هستند در حالی که ممکن است تصورش برای ما سخت باشد.

آن معمار بزرگ آفرینشی که یک جا آنچنان از عالم و نظم عالم حرف می زند که شما این نظم را از آسمانها و زمین غیرقابل تسخیر می دانید. می فرماید آسمان ستون هایی دارد که ندیدید و نمی بینید. وقتی از جو، طبقات و استحکام آسمان حرف می زند. خدای متعال استحکام آسمان و زمین را به گونه ای بیان می کند که شما این عالم را ابدی بدانید اما خدا در جای دیگر می فرماید: ” إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ” ” کَلَّا إِذَا دُکَّتِ الْأَرْضُ دَکًّا دَکًّا ” ” إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ” زمین می لرزد. زمین را شخم می زنیم. زمین را در قیامت له می کنیم. آن تصویر در کنار این تصویر چه قدر هنر می خواهد؟ این هنر است. هنرمند تر از خدا نیست.

امیرالمومنین علیه السلام در خطبه ۱۸۵ از نهج البلاغه راجع به مورچه سخنرانی می کند. می فرماید اندام مورچه را نگاه کنید و تفکر کنید. در سیستم گوارش مورچه تفکر کنید، در غضروف هایی که به دنده های او وصل است و این غضروف ها باعث شده است که به او یک تراز بدهد. پاهای بسیار کوچکی که چندین و چند برابر وزن خودش را می تواند حمل کند. سری که در آن چشم ، گوش و دهان هست و خلقت او در پیچیدگی کم از انسان ندارد و بعد امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: وقتی که خوب نگاه کنید می بینید که خالق مورچه و نخل یک نفر است.

دو حجم را قرار دادن در کنار هم برای رسیدن به یک هدف، گاهی شما یک گل را در نقاشی کنار یک کوه قرار می دهید چون می خواهید حرف بزنید. می خواهید بگویید در کنار ضخیم ترین ضمخت های عالم خدا لطافت قرار داد. پس هیچ ضخامتی ماندگار نیست و هیچ لطافتی هم تنها نیست. فرمود شکر خدای را که غرور دریا را به متانت ساحل گرفت. تصویرسازی بهتر از این می توانید پیدا کنید؟ تصویرسازی هایی که در قران کریم و در نهج البلاغه شده است نظیر ندارد و خواهش می کنم که به تصویرسازی های قرآن توجه کنید. قرآن آنقدر برای شما الگو دارد که حد و حصر ندارد. در همه مراتب مانند جنگ ، سیاست و امور سیاسی این وجود دارد. قرآن یک تابلو نقاشی بسیار بسیار بسیارعجیب است.

چرا خانه عنکبوت سست ترین خانه ها است؟

قرآن کریم خانه عنکبوت را اهون(سست) معرفی کرده است. چرا؟ فرمود: ” إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ” خانه عنکبوت سست ترین خانه ها است. مراد قرآن کریم تارهای عنکبوت نبود. درست است که وقتی به تارهای عنکبوت نگاه می کنید این تارها از منظر ما شل است اما به مقیاس عنکبوت و صید عنکبوت مستحکم است. پس بیت عنکبوت اهون نیست اتفاقا مستحکم است. خانه ظاهری عنکبوت اهون نیست اتفاقا کاملا مستحکم است چرا؟ چون عنکبوت را با صیدش در این دام حفظ می کند و نگه می دارد. در زندگی عنکبوت ها عنکبوت نر مکلف است که قبل از جفت گیری برای عنکبوت ماه کادو ببرد لذا پشه ای را صید می کند و این را در تاری با ضخامت خاص می تند و کادو می کند و برای عنکبوت ماده می برد. حال چرا اهون است؟ یعنی شما از نقش به یک محتوا منقل می شوید در نقش گیر نکنید. اگر ما در نقش گیر کنیم چند تار ضعیف می کشیم و می گوییم این تار ضعیف است و تمام. نقاش نباید اینگونه باشد. چرا؟ به دلیل اینکه تار عنکبوت به نسبه وزن عنکبوت و وزن صیدش و موقعیتی که قرار می گیرد اتفاقا کاملا مستحکم است. هیچ اشکالی هم ندارد و از خانه ای هم من و شما می سازیم محکم تر است. اما این اهون بودن برای این است که وقتی عنکبوت نر با عنکبوت ماده زندگی می کنند اولا آن عنکبوتی که تار می تند به عنوان خانه و لانه عنکبوت ماده است نه نر. عنکبوت نر میهمان عنکبوت ماده می شود. وقتی جفت گیری می شود عنکبوت ماده عنکبوت نر را می کشد. عنکبوت نر را پایین لانه می اندازد. بعد بچه ها متولد می شود و بزرگ می شوند و عنکبوت ماده را می خورند. ” إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ ” اهون بیوت است چون نظام خانواده در آن نیست. پدر حرمت ندارد. مادر حرمت ندارد. فرزند و پدری و فرزند و مادری معنا ندارد.

هنرمند باید مخاطب را از نقش به معنا منتقل کند.

قرآن فقط نقش نیست و از نقش شما را به یک معنا منتقل می کند. شما هم از نقش مخاطب خویش را به معنا منتقل کنید. هرگز نقش هدف نیست. یک درخت نقش است اما هدف دارد. در خلقت امر بی هدف نیست و خداوند متعال همه این عالم طبیعت و عالم خلقت را به گونه ای هنرمندانه کنار هم گذاشت که همه در اتقان نظم و اتقان استحکام و اتقان طرح هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *