تا بین مردم و افراد اختلافی می شود اول وظیفه این است که حل اختلاف کنیم

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه شهرستان زابل خطبه های نمازجمعه ۲۸ آبان ۱۴۰۰ به امامت حجت الاسلام والمسلمین مجتبی عزیزی امام جمعه شهرستان زابل به شرح ذیل است:

خطبه اول

حاج آقا عزیزی پس از توصیه و سفارش به رعایت تقوا و حدود الهی بیان نمودند:

خداوند متعال در آیه شریفه ۲۲ سوره مبارکه نور می فرمایند:” وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا ۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ”

هفته گذشته توفیق شد تا از دادسرای شهرستان زابل بازدید داشته باشیم و خدمت قضات عزیز رسیدیم و ایشان را زیارت کردیم و با مراجعین لحظه ای گپ زدیم و به نظر رسید نکته ای را به عنوان خطبه اول عرض کنیم:

واقعیت امر این است که ورودی پرونده ها به دادگاه ها زیاد است اما بنده توجه که کردم دیدم بخشی از این پرونده ها می تواند هرگز به دادسرا نرود بعضا اختلافاتی که بزرگ هم نیست بین افراد به وجود می آید و اینها راه را در زمین زدن همدیگر می بینند در حالی که در اختلافات منطق قرآن چیز دیگری است. از اختلاف یک زن و مرد در منزل گرفته تا اختلاف بین دو شهر و طایفه و کشور و منطقه. اصل اولیه عفو و بخشش است یعنی بنای اولیه بر بخشش است اساسا اسلام به گونه ای روابط اجتماعی بین ما را تنظیم کرده است که تا می شود ما به همدیگر به اصطکاک نخوریم و برخورد نکنیم.

مثلا می گوید که فعل برادر مومن خودتان را به صحت حمل کنید همین یک اصل را ما اگر رعایت کنیم خیلی از اختلافات پیش نخواهد آمد. گاهی با یک سلام نکردن دشمنی به وجود می آید. گاهی با یک عدم توجه ناخواسته دشمنی به وجود می آید. باور کنید که بسیاری از این اختلافاتی که در دادگاه پرونده می شود و چقدر هم برای طرفین، حکومت و قوه قضاییه زحمت درست می کند. خیلی از اینها حقش نیست که این همه اطاله و پیچیدگی داشته باشد. کافیست یک نفر برای رضای خدا کوتاه بیاید و ببخشد.

در قرآن کریم خیلی جاها ما را به بخشش تشویق کرده است. یکی از راه هایی که تشویق کرده است که ما همدیگر را ببخشیم می فرماید که اگر می خواهید خداوند شما را ببخشد ” وَلْیَعْفُوا”  آنهایی که دست برتر دارند کسانی که دست پایین تر دارند را ببخشند. حال در مرافعات و یا هر چیز فرقی نمی کند. وقتی در مرافعه ای یک نفر دست برتر را دارد. قرآن می فرماید:ببخش. اتفاقا بخشش از کسی که می تواند برخورد کند زیباست. بخشش از آن کسی که قدرتمند است زیبا است. آن کسی که می تواند انتقام بگیرد و ببخشد بخشش او زیبا است. محبوب می شود. خدا با من و شما معامله می کند. آن معامله چیست؟ ما در طول زندگی مان بسیار زیاد به بخشش خدا نیازمندیم و کیست که جرات کند و بگوید که من به بخشش خدا نیازی ندارم. واقعا کسی جرات این را دارد که بگوید؟ هرکس در حد خودش به عفو و بخشش خداوند نیازمند است. همه ما محتاج عفو و بخشش خدا هستیم. همه ما بخشش خدای متعال را خواستاریم.

حال که محتاج بخشش خدای متعال هستیم، خدای متعال هم می فرماید: من شما را می بخشم ولی یک جاهایی بندگان من دستشان زیر ساطور شماست و محتاج بخشش شما هستند. شما چه می کنید؟ جنابعالی که طمع به بخشش من دارید و دنبال این هستید که خدا را راضی کنید که از سر تقصیر شما بگذرد آیا تو از سر تقصیر دیگران می گذری؟ تو گذشت داری؟

گاهی آدم با افرادی مواجه می شود که بسیار خوب هستند اما فقط به خاطر اینکه نفر دیگری که با آنها دوست  یا رفیق بوده است و ارتباط داشته است یک نامهربانی کرده است. حال حق یا ناحق مهم نیست. یک برخورد زمختی کرده است الان از آن برخورد نامهربانی سه سال می گذرد و حاضر نیستند که از همدیگر بگذرند و این واقعا نکته مهمی است. نبخشیدن و عفو نکردن انتظار بخشش خدا را زیر سوال می برد. من چگونه از خدا توقع کنم که مرا ببخشد در حالی که من نمی بخشم. فرمود:” تخلّقوا باخلاق اللّه” اخلاق خدا را در زندگی خودتان پیاده کنید. در آیه ۲۲ سوره نور می فرماید:” وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ” خدا هم می بخشد و هم رحم می کند. خدا حق خودش را می بخشد.

در جنگ احد عده ای از مسلمانان فرار کردند. جستجو کردند و آقایان را پیدا کردند و خدمت رسول خدا آوردند. آیه نازل شد که اینها را ببخش. ” فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُم” ای پیغمبر هم از ایشان بگذر وهم از من بخواه که من هم از آنان بگذرم. هم حق خودت را ببخش و هم از من بخواه که حقم را ببخشم. اینگونه نبوده است که آنان جواب سلام ندهند، جنگ حق علیه باطل را ترک کردند و فرار کردند. بدتر از این؟ فرمود: آنها را ببخش و از من هم بخواه تا آنان را ببخشم.

بزرگان ، ریش سفیدان و کسانی که در خانواده و فامیل ستون هستند باید وساطت کنند و وسط میدان بیایند و نصیحت کنند مخصوصا جوانترها را که شور دارند را نصیحت کنند. شما اگر مراجعه کنید و پرونده ها را ببینید بعضی از پرونده های قتل از یک بگو مگوی ساده شروع شده است که یک محاسن سفید راحت می توانست با دو جمله حل کند. اما حل نمی شود و حرف ها زیاد می شود. یک جاهایی است که ما باید حقیقتا حساس باشیم یکی از آن همین جا است تا احساس می کنیم تا بین مردم و افراد اختلافی می شود اول وظیفه این است که حل اختلاف کنیم.

قران کریم می فرماید:” الصُّلْحُ خَیْر” از زندگی زناشویی گرفته تا هر ارتباطی صلح کنید. ” وَلْیَعْفُوا” آنهایی که دست بالاتر دارند باید ببخشند.” وَلْیَصْفَحُوا” آنهایی که دست بالاتر دارند باید نادیده بگیرند. ” أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ” آیا نمی خواهید که خدا شما را ببخشد؟ اگر انتظار دارید که خدا شما را ببخشد دیگران را ببخشید و نادیده بگیرید. چگونه خدا نادیده بگیرد اما شما نادیده نمی گیرید؟ بخشش اگر در جامعه نهادینه شود چقدر مشکلات حل می شود؟ چقدر مسائل حل می شود؟

خطبه دوم

حاج آقا عزیزی پس از توصیه و سفارش به رعایت تقوا و حدود الهی بیان نمودند:

توصیه همیشگی ما رعایت دستورالعمل های بهداشتی و دریافت واکسن کرونا

توصیه همیشگی ما رعایت دستورالعمل های بهداشتی است که حقیقتا لازم هست عزیزانی که واکسن دریافت نکردند حتما به دریافت واکسن اقدام کنند. ما قدردان کادر درمان هستیم و دعاگوی ایشان هستیم و عزیزان را مجاهدان فی سبیل الله می دانیم که در این خط مقدم واقعا  زحمت می کشند و تلاش می کنند و در برابر این بلیه مردانه از جان خویش مایه می گذارند. شهدایی هم تقدیم کردند که الهی شهدای سلامت با شهدای محشور شوند. اگر می خواهیم کمک کنیم همین ماسک زدن ها و همین رعایت های ساده می تواند خیلی موثر باشد و کمک کند. دیدید که وقتی بیمارستان ها خلوت است کادر درمان یک نفسی می کشند اما وقتی شلوغ است از بیست و چهار ساعت فرصتی ندارند و شاید زمانی که بیماران زیاد هستند بعضی از متخصصین بیست و دو ساعت کار کنند. لذا حق این است که با عمل به دستورالعمل های بهداشتی به این عزیزان کمک کنیم و قدردان زحمات ایشان باشیم.

به حمدالله متوجه این معنا هستیم که حضور جوانترها در نمازجمعه الحمدلله رنگ بوی خوبی دارد و این هم یک نویدی است.نمازجمعه پایگاهی است که ماباید از این سرمایه بزرگ و جوانانی که داریم حداکثر استفاده را از حضور ایشان ببریم. امیدواریم که خداوند به همه جوانان توفیق دهد که بار سنگین این نظام را به دوش بکشند.

سیستان عزیز نیازمند برنامه برای پیشرفت است

عرض کردیم که سیستان عزیز نیازمند برنامه برای پیشرفت است و آنچه که تا به امروز می بینیم حاکی از این است که یا برنامه نداشتیم و یا اگر هم برنامه نداشتیم اجرا نکردیم و یا اگر هم اجرا کردیم بد اجرا کردیم. برای هر برنامه ای هم طبیعتا سرمایه ، هزینه و اعتباراتی آمده است. نشانه اینکه بد عمل کردیم یا اساسا بی برنامه بودیم یا برنامه داشتیم و برنامه برای طاقچه بوده هم هست. همین الان در اینترنت اگر مقالاتی راجع به سیستان در حوزه های مختلف جست و جو کنید متوجه این نشانه ها خواهید شد.

در جمع عزیزانی از اندیشوران سیستان بودم این بزرگواران گفتند که کلی برنامه داریم و این برای من جالب بود بعضی از برنامه ها که بازه اجرایی آن برنامه ها مثلا بین سه تا پنج سال حداکثر هست مال بیست سال پیش است و ما امروز اسم آن را می شنویم. اینها خیلی بد است. یک برنامه ای قابل اجرا نیست اقلا گفته شود که قابل اجرا نیست.

 امروز ما به برنامه نیازمندیم. برنامه ها و سیاست هایی هست هم سیاست های بخشی و سازمانی وجود دارد و هم سیاست های مبتنی بر موضوع وجود دارد. ما کمیته ای را داریم و مقرر شده است تا مکاتباتی کنیم و این برنامه ها را به فضل خدا تجمیع کنیم تا مثلا ببینیم که آموزش و پرورش برنامه اش برای سال های آینده و پیشرفت سیستان در حوزه خودش چیست؟ فرمانداری، شورای اسلامی شهر،شهرداری، آب ، برق، گاز، سازمان تبلیغات اسلامی، ادارات و نهادها حقیقتا برنامه شان چیست؟ و می خواهند چه کنند؟ سیاست و راهبردی دارند یا ندارند؟ اگر دارند این مکتوبات را اولا به فضل خدا تجمیع خواهیم کرد. تجمیع که شد تلاش این خواهد بود که آن بخشی که خود سازمان ها صلاح می دانند حتی در دسترس عموم هم قرار بدهند. چه اشکال دارد که عموم هم اطلاع داشته باشند که مثلا از حیث کشاورزی قرار است در سیستان چه پیشرفت هایی اتفاق بیافتد؟

برنامه را برنامه نویس ها طراحی می کنند و در دانشگاه ها تبدیل به مقاله و پایان نامه می شود و دفاع می شود و نمره خوب می آورد و بعد هم در دکوراسیون دانشگاه می ماند و کسی هم سراغ این بنده خدا نمی رود که این را از ایشان بگیرد یا حتی از او گرفته می شود بعد مجریان تازه می نشینند و از ابتدا روی آن کار می کنند و اقتضائات خودشان را وارد می کنند و کسی که مبدع هست هم اقضائات خودش را دارد. جالب اینجاست که جامعه هم اقتضاء خودش را دارد.یک وقت اینها قفل می کنند. اینها باید تجمیع شود و بنده خواهش می کنم اگر کسانی می توانند کمک کنند. عزیزانی که در ادارات مسئول هستند خیلی خوب است که برنامه خویش را بیاورند و عملیاتی کنند. ما هم کمک می کنیم و برای اجرایی شدن در خدمت همه عزیزان هستیم.

البته برای بعضی از موضوعات ما کلید را زدیم و آغاز کردیم. ان شاءالله برای حوزه های علمیه سیستان و خصوصا زابل برنامه پنج ساله آغاز کردیم و در حال تدوین است و ان شاءالله امیدواریم حوزه های علمیه اولین برنامه پنج ساله شان را اینجا ارائه دهند. برای مساجد بایستی برنامه پنج ساله تدوین کنیم و شروع شده است و زیرساخت های آن در حال آماده سازی است.بایستی در حوزه اقتصاد و معیشت مردم مخصوصا کارهای خرد و درآمدهای قابل استحصال اینها را ان شاءالله مراکزی که مسئول هستند برنامه ریزی کنند.

مصادیقی از خسارت های نبود مدل پیشرفت و پیشرفت کاریکاتوری

عرض کردیم که اگر برنامه نداشته باشیم آسیب هایی را خواهیم داشت. بی برنامه بودن آسیب است. یکی از آن این بود که مدیران ناکارآمد مناسب را به واسطه لابی هایی که دارند به دست می آورند. آقا چون در فلان طایفه است و فلان شخص متنفذ هم در همان طایفه هست با توان بسیار کمتری نسبت به دیگری مدیر دستگاه می شود. در حالی که بنده خدا در آن حوزه تخصص درستی ندارد. گاهی بده بستان های اتفاق می افتد. بنده به عنوان مدیر یک دستگاه متعهد می شوم که کسی را سر کار ببرم و به او شغل بدهم تا دیگری به من کمک کند که من صندلی خویش را حفظ کنم. هیچ خیانتی از این بالاتر نیست. اگر مدیر و یا کسی این کار را می کند یقین داشته باشد که لقمه ای که می خورد یقینا حرام است و آتش است. وقتی مدیر ناکارآمد شد مجموعه هر چه هم زحمت کش باشد دیده نمی شودو ما در جامعه خویش داریم. چون من با فلان شخص رفیق هستم، فلان شخص می گوید شما این فرد را سرکار ببر تا بنده برای ابقای شما در مسئولیت صحبت کنم. من اگر این کار را انجام بدهم از آن لحظه ای که این کار را کردم خائن هستم.

اشکال دومی که به وجود می آید این است که اگر هم پیشرفتی اتفاق بیافتد این پیشرفت ، پیشرفت بخشی و کاریکاتوری است. یک جایی خیلی خوب رشد می کند و یک جایی اصلا رشد نمی کند. در جامعه خودمان هم داریم و در همین کشور مردم اردکان و میبد جلوی فرمانداری آمدند و گفتند که شما را به خدا دیگر برای ما کارخانه نزنید. این دو شهر ، شهرهایی هستند که مردم از شدت حضور کارخانه های متعدد خسته شده اند. کارگر هم ندارند و از خوزستان ، از همین سیستان و  هرمزگان و کرمان و از جاهای مختلف کارگز برای کار به آننجا می رود. این یعنی رشد کاریکاتوری.

کارخانه ای که  برای اینکه چرخش بچرخد در سال به میلیون ها مترمکعب آب نیاز دارد می بینید که وسط بیابان ساخته شده است. این باید در کنار دریا ساخته می شد. کنار آب ساخته می شد تا ما مجبور نشویم به خاطر آن کلی آب را از دریا منتقل کنیم که فلان کارخانه نیاز به آب داردو بعضی از هزینه ها حقیقتا از دست ما می رود. رشد کاریکاتوری اینگونه است.

در رشد کاریکاتوری نماینده مجلسی که چانه زنی قدرتمندانه تری داشته باشد اعتبار بیشتری برای شهرش می گیرد. نظام بودجه ریزی کشور معیوب می شود. من نماینده مجلس می روم و به وزیر می گویم یا این کارخانه را برای من در شهرم می زنی یا استیضاح ات می کنم. اوهم از من می ترسد و می آید کارخانه ای می زند که بدرد این منطقه نمی خورد.

رشد کاریکاتوری باعث می شود تا بعضی از ظرفیت ها اصلا دیده نشود. در سیستان بزرگترین، مهم ترین و قوی ترین تونل بادی جهان را داریم. در میل نادر بیش از سیصد روز بادی داریم. گاهی سرعت باد از صد و بیست کیلومتر بر ساعت هم بیشتر می شود. قدرت باد به گونه ای است که اگر قوی ترین توربین های بادی جهان را اگر آنجا کار بگذارید به راحتی تولید برق می کند. ما می توانیم در یک بازه زمانی نه چندان طولانی به شکل هم زمان سه هزار مگاوات برق در میل نادر تولید کنیم که حتا الحمدلله نهضت شروع شده است.

ما اگر بخواهیم سه هزار مگاوات برق توربین بادی در سیستان تولید کنیم محتاج به هزار و دویست توربین بادی دو و نیم مگاواتی هستیم. هر توربین هم سیصد و پنجاه تن تقریبا سازه دارد. یعنی چیزی حدود حداقل چهارصد و بیست هزار تن سازه نیازمندیم. این سازه ها باید ساخته شود حال این سازه ها کجا ساخته می شود؟ در یک فاصله بیش از هزار و دویست کیلومتری از میل نادرو در اصفهان تولید می شود. چهارصد و بیست هزار تن بار ترافیکی باید هزار دویست کیلومتر طی مسافت کند. اگر ما فرض کنیم که این بار ترافیکی نباشد. هر توربین را ده کامیون حمل کند که یقینا خیلی بیشتر از این خواهد شد. ما دوازده هزار کامیون لازم داریم. اگر هر کامیونی در هر صد کیلومتر بیست و پنج لیتر گازوئیل مصرف کند که بیشتر خواهد شد بر اساس قیمت امروز گازوئیل در خلیج فارس که هر لیتر شش هزار و هشتصد و شصد و نه تومان برای بیت المال هست حال کسی که گازوئیل استفاده می کند لیتری سیصد تومان پول می دهد. لذا قریب به سی و سه میلیارد تومان باید پول گازوئیل حمل اینها را بدهیم حال استهلاک نیروی انسانی ، استهلاک زیرساخت جاده ای، استهلاک زمان خواب سرمایه، استهلاک کامیون چه مبلغی می شود؟ چند صد میلیارد تومان هزینه می شود.حال حساب کنید که آن کارگاهی که قرار است اینها را مونتاز کند در منطقه باشد. یک کارخانه متوسطی در منطقه بیاید و این کار را انجام دهد اشتغال ایجاد می کند. هزار و دویست توربین است و کم نیست. الان طرح بیست توربین در حال اجرا است. در بازدیدی که داشتم دیدم که تعدادی از مهندسین سیستانی در آنجا مشغول بودند و کار می کردند. لذا چقدر برای نیوری انسانی اشتغال ایجاد می کند. چقدر ثروت در منطقه به گردش در می آید. چقدر فن و تخصص و صنعت و رشته و میان رشته اضافه خواهد شد. چقدر فنی و حرفه ای ما رونق پیدا می کند. چقدر جوان ما سرکار می رود. چقدر صرفه جویی می شود فقط با یک کارخانه متوسطی که بیاید اینجا و مونتاژ کند. حال اگر رشد متوازن بود آن کارخانه باید بیست سال پیش در منطقه ایجاد می شود. چرا؟ چون فکر اینکه از باد در این منطقه استفاده شود حداقل به حدود بیست یا بیست و پنج سال پیش برمی گردد.مشکل ما این است که خوب فکر می کنیم و خوب با هم مذاکره می کنیم اما خوب کار می کنیم. این نشان می دهد که ما برنامه نداریم وقتی برنامه داشته باشیم خیلی از این مشکلات حل می شود.

ظرفیت هایی که خدای متعال در سیستان گذاشته است خیلی بیشتر از نیاز سیستان است و قابل مقایسه هم نیست. امیدواریم که مسئولین و دست اندرکاران با یک همت جهادی و انقلابی شب و روز نشناسند تا بتوانند حداقل عقب ماندگی ها را در یک بازه زمانی هفت یا هشت ساله جبران کنند و اینها برای جامعه خیلی می تواند مفید باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *