ما معتقد هستیم تقسیم استان سیستان و بلوچستان اجتناب ناپذیر است و این اتفاق خواهد افتاد

به گزارش روابط عمومی دفتر امام جمعه شهرستان زابل خطبه های نمازجمعه ۵ آذر ۱۴۰۰ به امامت حجت الاسلام والمسلمین مجتبی عزیزی امام جمعه شهرستان زابل به شرح ذیل است:

خطبه اول:

حاج آقا عزیزی پس از توصیه و سفارش به رعایت تقوا و حدود الهی بیان نمودند:

درحکمت یک قاعده داریم و می گوییم “تعرف الاشیاء باضدادها” شما بخواهید چیزی را خوب بشناسید ضد آن را بشناسید. می خواهید بدانید بسیج چقدر خوب است ضد آن را بشناسید.

خطبه ۲۷ نهج البلاغه خطبه عجیبی است. در نهج البلاغه یک جاهایی است که وقتی شما مطالعه می کنید با عمق وجودتان دلتان برای امیرالمومنین علیه السلام می سوزد. علی علیه السلام آن قدر قدرت ،آن بزرگ گرفتار مردمی شد که در سست عنصری در تاریخ نظیر و نمونه ندارد.

امیرالمومنین امام علی علیه السلام در خطبه ۲۷ نهج البلاغه شریف فرمود:” یَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ” ای مرد نمایان نامرد، مثل بچه ها در آرزوهایتان گم شدید. مثل عروسان در حجله هستید. یک جا می فرماید: به جهاد دعوتتان می کنم می گویید گرم است. دوباره به جهاد دعوتتان می کنم می گویید آقا فصل کشت است. باز هم دعوتتان می کنم می گویید فصل برداشت است. دعوتتان می کنم می گویید سرد است. در همین خطبه بیست و هفت امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: ای کاش هرگز شما را ندیده بودم. وای به حال امتی که قدر رهبرش را نداند. وای به حال امتی که قدر ولی خویش را نداند. علی بن ابیطالب علیه السلام اینگونه نفرین شان کرد خدا علی را از شما بگیرد. در جای جای نهج البلاغه هست. مظلومیت امیرالمومنین علیه السلام حرف کمی نیست.

امام خمینی رحمه الله بیش از سی نسل با امیرالمومنین علیه السلام فاصله داشت. مردم علی را ندیده بودند اما فرزندش وقتی “ هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی” گفت. چه غوغایی در این مملکت به پا شد. چند جوان از میز مدرسه و از سر کوچه و از زمین فوتبال و غیره جانشان را کف دستشان گذاشتند و رفتند. چند نفر؟ یک نفر؟ دو نفر؟ صد نفر؟ هزار نفر؟ خیر. پنج میلیون نفردر طول هشت سال روی زمین و در آسمان و در آب با یک ناوشکن به جنگ امپراطوری دریایی آمریکا رفتند. نیروی دریایی عراق را در یک عملیات چند روزه به طور کلی از بین بردند. هنوز خستگی پرواز قبل در تن نرفته بود پرنده های آهنین را سوار می شدند و عملیات دیگری می کردند. جوانانی که هفده سال هجده سال پانزده سال و بیست سال بودند و آرزو داشتند. پدر و مادر داشتند. خیلی هایشان تازه ازدواج کردند. بعضی محصل بودند. ای کاش یا علی علیه السلام این بسیجیان را داشت و یا علی علیه السلام در این دوران بود که فرزند علی بن ابیطالب را تنها نگذاشتند. هرچه امیرالمومنین علیه السلام در خطبه ۲۷ نهج البلاغه از دست مردم سست عنصری که به جهاد دعوت شان کرده ناله  می کند. از پسرعلی بن ابیطالب استفتاء می کردند می فرمود که این دسته نروند. آن دسته هم نروند. این دسته به این شکل بروند. مرحبا. بسیج یعنی همین.بسیج یعنی اینکه وقتی ولی اشاره کرد با همه توان در خدمت دین بود.

 تا زنده هستیم و تا حیات داریم و تا نفس می کشیم قدردان بسیج باشیم باز هم کوتاهی کردیم. گاهی بسیجی با پرچم است و گاهی بسیجی بی پرچم است. گاهی بسیجیان پرچم دارند. اسم و رسم دارند. چه در غالب نظامی مانند عزیزانی که در نیروی مقاومت بسیج هستند. و چه پاسداران ، ارتشی ها، نیروی انتظامی این عزیزان بسیجیان پرچمدار هستند. و چه بسیجیان بی پرچم، آنهایی که عمیقا در اختیار دین و شریعت و مکتب هستند. ما امروز در محضر جمعی از بسیجیان هم هستیم و واقعا مایه خوشحالی است که عزیزان ما در نیروهای نظامی و انتظامی چه زیبا به نمازجمعه می آیند. خداوند حفظ شان کند.

به بسیجیان جوانتر عرض کنم که بچه ها شما وامدار و ارث بر کسانی هستید که همه زندگی شان را فدای مکتب کردند و کار برای خدا کردند. از بسیجیان عزیز ممنون هستیم. الهی که روز به روز عزت، عظمت و شوکت شان زیاد شود. بسیجیان برنامه های متنوعی در هفته گذشته داشتند متشکر هستیم.

روحیه و نگاه بسیجی و عطش به کمال بسیجی اینها برای ما باید نعمت باشد. امروز جبهه فرق می کند و جنگ روی امواج الکترونیک در حال انجام است. امروز ما وسط جبهه جنگ سایبری هستیم. به لوازم جنگ باید مسلح شد. تقاضا می کنم از مسئولین محترم بسیج که تا می توانند زمینه حضور قدرتمند بسیجیان را در فضای مجازی فراهم کنند تا سنگربان باشند.

خوش به حال تان که اجازه ندادید که ولی تان غریب بماند و چهل و دو سال در کنار ولی امرتان بودید و خواهید بود و امیدواریم که به دست همین بسیجیان عزیز پرچم انقلاب اسلامی تحت رهبری داهیانه رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای روحی فداه به دست حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف برسد.

خطبه دوم

حاج آقا عزیزی پس از توصیه و سفارش به رعایت تقوا و حدود الهی بیان نمودند:

 در چند هفته ای که گذشت بحث پیرامون تدوین سندی برای پیشرفت سیستان عزیز بود و به حمدالله حساسیت های خوبی هم ایجاد کرده است و اخیرا هم می بینم که در ادبیات مسئولین ارشد استان هم آرام آرام جای خودش را باز کرده است و این نوید خوبی است لذا در همین راستا خوش دارم که به نکته ای اشاره کنم و از آنجایی که می دانم عزیزانی مطالب را پیگیری خواهند کرد و پیگیری می کنند و گاهی خطبه ها زمینه هایی برای ورود عزیزان به مباحث تخصصی می شود.

سند پیشرفت سیستان باید سندی باشد که فرصت ها را دقیق ببیند. ما در سیستان و بلوچستان فرصت هایی داریم که این فرصت بسیار مغتنم است و یکی از این فرصت ها فرصت مدل سرمایه اجتماعی در این استان است. این سرمایه اجتماعی در غالب طوایف ، قبایل و خانواده ها خودش را نشان می دهد. طایفه ها از آنجایی که می توانند محملی برای همگرایی و هم افزایی باشند. می توانند سرمایه اجتماعی طوایف را جهت دهی کنند این فرصت بسیار فرصت مغتنمی است.

درمنطقه سیستان طوایفی داریم و این طوایف دارای تیره های متفاوتی است و از طرفی سیستان منطقه آزاد تجاری و صنعتی شده است. وقتی جایی منطقه آزاد می شود می بایست سرمایه گذارانی بیایند و سرمایه گذاری کنند و منطقه را به یک بندر خشک تبدیل کنند و در این منطقه به شکل بین المللی تجارت کنند. حال اگر بخش عمده ای از این سرمایه گذاری در خود منطقه اتفاق بیافتد یعنی چه؟ یعنی فلان طایفه تعاونی تشکیل دهد و این طایفه بیاید و سرمایه های خرد را جمع کنند و به یک سرمایه بزرگ کنند و در موضوع منطقه آزاد تجاری و صنعتی سیستان سرمایه گذاری و تجارت کنند. در آن طایفه فقر از بین می رود ودر آن طایفه جوانی اگر مشکل معیشت داشته باشد حل می شود. سرمایه هایی که افراد دارند و خودشان نمی توانند این را تبدیل به ثروت کنند اینها تبدیل به ثروت می شود و اگر این اتفاق بیافتد که اتفاق مبارکی است و کار خیلی سخت هم نیست.

توفیقی دارم و گاهی با طوایف می نشینم و صحبت می کنم. منزل شان می روم و و به نوبه خدمت عزیزان می رسیم. بعضی از این عزیزان می گویند که ما بین خودمان صندوق داریم و در این صندوق به جوانان چه دختر و چه پسر که می خواهند ازدواج کنند وام می دهیم. اگر این طایفه بیاید شرکت تعاونی تشکیل دهد و شرکت تعاونی هم کار اقتصادی سالم، حلال ودقیق کند طایفه منشاء تولید ثروت می شود. چرا؟ چون طایفه مشاء وحدت است و در دورن خودش خودکنترلی هم دارد. محاسن سفیدها و ریش سفیدهایی هستند که اگر مشکلی پیش بیاید و اختلافی پیش بیاید ورود می کنند و مسئله را حل می کنند. یک سیستم کاملا دقیق و قوی برای مدیریت اقتصادی خودشان و جامعه شان ایجاد می شود و آن موقع منطقه آزاد منطقه ای نخواهد بود که مردم محلی در استضعاف مضاعف فرو روند و یک عده ای از این طرف و آن طرف بیایند به آلاف و علوف برسند.

طایفه فرصت است البته گاهی یک تهدید است که در انتخابات ها و امثال اینها جنبه تهدیدش را می بینیم. فرمانداری عوض می شود چون از فلان طایفه یک معاون دارد باید از طایفه ما هم یک معاون داشته باشد والا قبله عوض شده است. الا و لابد باید یک معاونش از طایفه ما باشد. اینها مضرات طایفه گرایی است. اگر طایفه گرایی منجربه طرقی شود مطلوب است اما اگر گرایش به طایفه در برابر عدالت نایستند مطلوب است اما همین گرایش به طایفه گاهی اوقات سر در نژاد پرستی هم می تواند در بیاورد.

اخیرا موضوع تقسیم استان سیستان و بلوچستان جدی تر از گذشته مطرح می شود. در مجلس شورای اسلامی رفت و برگشت هایی داشته است. در وزارت کشور در دولت در کمیسیون های داخلی مجلس رفت و برگشت هایی داشته است. استانداران بعد از انقلاب جلساتی داشتند. دغدغه مندان و طراحان و موافقان و مخالفین استدلال هایی کردند و مطالبی گفتند و مطالبی می گویند و من بعد هم خواهند گفت و اینها همه خوب است.

صرف نظر از اینکه استان سیستان و بلوچستان در آینده تقسیم خواهد شد و یا نخواهد شد ما امروزه احساس می کنیم عده ای که تا دیروز سخت به دنبال تقسیم استان بودند امروز در حال به هیجان در آوردن جاهلیت نژادی هستند. برخی امروز به دنبال این هستند که منافع خودشان را تامین کنند و اگر منافع شان در تقسیم باشد فریاد تقسیم سر می دهند و اگر منافع شان در تقسیم نباشد با برانگیختن احساسات ناسیونالیستی در بین مردم به دنبال تخریب این قصه هستند. آقایانی که در دهه شصد و دهه هفتاد محکم می گفتند که باید استان تقسیم شود امروز محکم نباید تقسیم شود. نه آن روز مبنایی داشتند و نه امروز امروز مبنایی دارند گرچه مبنای آنها منفعت شان بود.

یک چیزی که یک مملکت را راحت می تواند زمین بزند تعارض در منافع است. دوم نگاه قبیله ای به همه چیز است. مثلا می گویند که اگر استان تقسیم شود نژاد سیستانی نابود می شود. نژاد بلوچ نابود می شود.اینها نمی تواند استدلال باشد چه کسی گفته است که این اتفاق می افتد؟ در مملکت خودمان را نگاه کنید اقوام دیگر مانند ترک ها چند استان دارند. کردها دو استان صددرصد مستقل دارند. آیا دیوار بین شان کشیده شده است؟ آیا بین لرها دیوار کشیده شده است؟ یعنی اگر کسی از لرستان بخواهد به چهارمحال و بختیاری باید ویزا با خودش ببرد؟ آیا آنها لر درجه یک هستند و اینها لر درجه دو هستند؟ و یا ترک درجه یک و درجه دو و درجه سه هستند؟ آیا با چند استان آذری زبان آذری ها فرهنگ شان را از دست دادند؟

چرا یک عده ای برای اینکه به نان و نامی برسند امیدواریم که دستشان با بیگانه هایی که آن طرف دیوارهای مرزی هستند در یک کاسه نباشد. نظام در این موضوع دارد دلسوزانه کار می کند. اگر نظام اسلامی به این نتیجه برسد که استان سیستان و بلوچستان به هر کیفیتی تقسیم شود مطمئن باشیم که خیر و برکت در آن هست. اگر هم نظام به این نقطه برسد که استان تقسیم نشود حتما مصلحتی دارد. نظام اسلامی که دشمن مردم نیست. قوم بلوچ هم مثل قوم کرد، لر، ترک و فارس چه فرقی است؟ چطور آن ها تقسیم شدند مشکلی پیش نیامده است؟ چه نفعی در این ماجرا است که قوم غیور، غیرتمند، عزتمند، صمیمی و مهربان و خوب بلوچ را می خواهند تحریک کنند؟ نمی دانند که نمی توانند؟ مگر در انتخابات ریاست جمهوری نبود. چقدر بعضی از آقایان گفتند که ما شرکت نمی کنیم و تحریم می کنیم. مگر بعضی از این آقایان برای نظام خط و نشان نکشیدند که باید اینقدر وزیر و وکیل به ما بدهید و اینقدر مقام به ما بدهید بعد ما در انتخابات شرکت می کنیم. همین مردم خوب و مهربان بلوچ خودجوش در شهرهای متعدد استان سیستان و بلوچستان ستاد مردمی برای انتخابات ریاست جمهوری زدند. مردم بالغ شدند. مردم می دانند. مردم آن مردم هزار و چهارصد سال پیش نیستند که می رفتند قبرها را می شماردند تا اعتبار طایفه شان بالا رود. قرآن می فرماید:” أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ حَتَّىٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ” نه این مردم ما آنگونه نیستند. چرا بعضی در دو هزار سال پیش زندگی می کنند؟ مردم تحلیل دارند. مردم عقل دارند.مردم می دانند و می فهمند ودرک می کنند. قوم و قبیله باید برای رشد فرصت باشد نه اینکه تهدید باشد.

صرف نظر از اینکه استان سیستان و بلوچستان تقسیم شود و یا نشود که البته ما معتقد هستیم تقسیم استان سیستان و بلوچستان اجتناب ناپذیر است و این اتفاق  خواهد افتاد. امروز نباشد شش ماه دیگر دو سال دیگر ده سال دیگر اتفاق خواهد افتاد. استانی که استاندارش نتواند در سه ماه برود به همه جا سر بزند سخت می شود اداره اش کرد اما علی ایحال برای ما مهم این است که هشدار بدهیم و هوشیار باشیم که در دام نگاه های ناسیونالیستی گرفتار نشویم که اگر گرفتار شویم عقب می مانیم. قرآن آمد برای اینکه نگاه قومی و قبیله ای را با عقل و با وحی تطبیق دهد و بفرماید که قبیله درست اما علی شرط اینکه قبیله در مدار وحی ، انصاف ،عدالت و تقوا باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *